سيد جعفر سجادى
1639
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
باشد ، و زن مدخول بها بود ، و كر و گنگ نباشد ، و وى را گويد كه من ديدم ترا كه زنا ميكردى . و اگر وى را گويد : « يا زانيه » ميان ايشان لعان نباشد ، يا حمل وى را انكار كند ، يا فرزند وى را گويد كه از من نيست ، و بر آنچه قذف كرده باشد وى را و دشنام داده چهار گواه اقامت نتواند كرد ، و زن منكر وى باشد . و دليل بر وجوب اين شرائط در صحت لعان آنست كه هيچ خلافى نيست در صحت لعان با اين . پس اگر كسى با وجود بعضى ازين ، دعوى صحت لعان كند ، دليل برو بود . و صفت لعان آنست كه حاكم بنشيند پشت بر قبله كرده ، و مرد و زن را در پيش خود بدارد ، زن را از جانب دست راست . مرد روى به قبله آورده ، آنگه مرد را گويد كه بگوى : « اشهد بالله : انى فيما ذكرت عن هذه المرأة من الفجور لمن الصادقين » ، يعنى سوگند ميخورم بخداى كه من در آنچه كه از اين زن ياد كردم از جملهء صادقام . چون بگويد ، بفرمايد تا چهار بار گويد تمام . بعد از آن وى را گويد : « اتق الله » ، از خداى بترس ، و بدان كه لعنت خداى سخت است ، و عذاب او دردناك . اگر ترا بدين كه گفتى غيرت حمل مىكند ، باز گرد ، و توبه كن ! كه عقاب دنيا آسانتر است از عقاب آخرت . اگر از آنچه گفته است باز گردد ، و توبه كند ، وى را حد مفترى بزنند ، و آن هشتاد تازيانه است ، چنان كه گفته آيد انشاء الله . و اگر هم بر آن باشد ، وى را گويد : بگوى : « أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كانَ مِنَ الْكاذِبِينَ » ، يعنى : لعنت خداى بر من باد اگر من از دروغگويان باشم . چون بگويد ، حاكم روى بزن آرد ، و بگويد چه ميگوئى ؟ اگر اعتراف آرد ، سنگسارش كنند . و اگر انكار كند ، گويد : وى را بگو : « اشهد بالله انه فى [ ما ] رمانى لمن الكاذبين » ، يعنى : سوگند ميخورم كه وى در آنچه مرا دشنام داده است از جملهء دروغگويانست . چون بگويد : بفرمايد تا تمامى چهار بار بگويد . آنگه بعد از چهار بار وى را وعظ گويد ، و پند دهد . اگر اصرار كند ، وى را گويد : بگوى : « أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْها إِنْ كانَ مِنَ الصَّادِقِينَ » ، يعنى : خشم خداى بر من باد اگر وى از راستگويان است . چون بگويد : ميان ايشان تفرقت كند ، و اين زن وى را هرگز حلال نباشد . و لفظ شهادت و ترتيب و عدد چنان كه گفته شد واجب است درو ، براى آنكه موافق قرآنست ، و آنچه غير ازينست مخالف است قرآن را ، پس واجب باشد كه با او فرقت حاصل كند . معتقد الاماميه 458 ، 460 در كليات حقوقى آمده است : لعان لغة مصدر باب مفاعله است از لعن بمعنى طرد و دور كردن از خير و جمع لعن نيز لعان است . و شرعا مباهله و نفرينى است كه بين زوجين به منظور رفع حد يا نفى ولد به عمل ميآيد سبب لعان دو چيز است : 1 - آنكه زوج بزوجهء محصنهء خود كه با او هم بستر