سيد جعفر سجادى

1608

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

و آن كلى طبيعى است و گاه مجموع عارض و معروض ، صفت و موصوف را ميخواهند و آن كلى عقلى است و بالاخره مراد از كلى طبيعى ماهيت بلا شرط است و از اين جهت گويند كلى طبيعى يعنى ماهيت من حيث هى . موجود نيست و بلكه موجود بالعرض است زيرا حاكى از وجود است . و بديهيست كه كلى منطقى كه مجرد وصف و كلى عقلى كه مجموع وصف موصوف است در خارج موجود نخواهد بود . ( از شفا ج 2 ص 482 ، 483 - اساس الاقتباس ص 386 ، 17 - تهافت التهافت ص 110 - تفسير ص 969 ، 1000 - اسفار ج 2 ص 70 - رساله عرشيه صدرا ص 127 مشاعر ص 28 ) . كُليّات ثَلاث - رجوع به قواعد ثلث و موافقات ج 2 ص 52 شود ) كُليّاتِ شَريعَت - ضروريات ، حاجيات و تحسينات است . ( از موافقات ج 1 ص 30 ) كليسا و كِنِشْت - ( اصطلاح ذوقى ) كنايت از عالم معنى و شهود است . ( رياض العارفين ص 41 ) كَليپا - ( اصطلاح ذوقى ) عالم حيوانى را گويند . كُلّيت - ( اصطلاح عرفانى ) اسم جمع چيزى است كه در آن خلل نشود و حقيقت كلية جمع همت است به نعت حرقت در طلب مشاهدت . كُلِّى عَقْلى كُلِّى طَبيع كُلِّى مَنْطقى ( اصطلاحات منطقى ) رجوع شود به كلى . كُلّياتِ خَمْس - ( اصطلاح منطقى ) كليات از نظر ذاتى و عرضى بودن نسبت بافراد خود بر پنج نوعند . به اين بيان كه كلى يا ذاتى مصاديق و افراد خود است و يا عرضى . قسم اول كه ذاتى است يا ما به الاشتراك ميان چند نوع است و بعبارت ديگر جزء مشترك ميان انواع مختلف است جنس مينامند و يا ذاتى مخصوص است و مخصوص بيك نوع است در اين صورت فصل مينامند و يا مركب از مجموع جنس و فصل است كه عين حقيقت و تمام حقيقت افراد است نوع مينامند و قسم دوم كه عرضى است يا عرض خاص است يعنى مخصوص بيك نوع است و يا مشترك ميان چند نوع كه عرض عام مينامند مثال جنس حيوانيت نسبت به انسان و ساير حيوانات و مثال نوع حيوان ناطق نسبت به انسان و حيوان ناهق نسبت بحمار و حيوان صاهل نسبت باسب و مثال فصل ، ناطق تنها نسبت به انسان و ناهق تنها نسبت بحمار و مثال عرض خاص ، تعجب و ضحك نسبت به انسان و مثال عرض عام ، حركت و حس نسبت به به انسان و حيوان . ( تهافت التهافت ص 336 - اسفار ج 1 ص 69 ، 72 - اساس الاقتباس ص 27 - اسفار ج 3 ص 173 ) . كَم - ( اصطلاح فلسفى و ادبى ) كم يكى از مقولات عرضى است و آن عرضى است قابل انقسام بالذات و بر دو