سيد جعفر سجادى

1601

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

فيلسوف قرن ششم اختلاف است ، بعضى او را زنديق ميدانند و در عين حال پيرو ذوق اشراقى . در طى تاريخ و جريانات روزگار و اقتضاهاى محيطى اين مذهب‌ها نوساناتى پيدا كرده است گاهى جنبه‌هاى اشراقى و زمانى وجهه‌هاى مشائى و روزگارى اعتبارات كلامى رجحان يافته است و بالاخره از يك طرف مسائل كلامى و فلسفى و دينى با هم درآميخته و رنگى ديگر به خود گرفته است و از سوى ديگر از روح عرفان و مسائل ذوقى برخوردار مىشود و بدين ترتيب فلسفهء مستقل و خاصى در عالم اسلام بوجود آمده است كه با فلسفهء يونانى فاصله پيدا كرده است . و البته اين امر يعنى استقلال فكرى مسلمين از همان ابتداى كار و فراغت از نقل و ترجمه به وجود آمده است . گذشته از اهل كلام و حديث ، كسانى كه روش عقلى آنان بر عرفان نظرى استوار است مانند محيى الدين ابن عربى ، اساس كار فلاسفه و متكلمان را واژگون كرده‌اند و بنائى ديگر نهاده‌اند . در اعصار و قرون بعد ، فلسفه تقريبا از جهان اسلام خارج مىشود و راهى ديگر را طى مىكند ، و عصر مغول و تيمورى در ابهام و اجمال بسر مىبرد و رنگ عرفانى كامل به خود ميگيرد و بنوعى ديگر در عصر صفوى و اندكى ما قبل آن در ايران ظهور مىكند و اين بار بطور وضوح جامع عرفان و كلام و فلسفهء و حديث مىشود ، مجمع الابهرى مىشود بدست صدر الدين شيرازى وى با آنكه در مسائل خاص فلسفى مانند حركت جوهريه نظريات بديعى دارد ، فيلسوفى است با روش خاص كه فلسفهء خود را حكمة متعاليه خوانده است . وى مسائل دينى را با مسائل كلامى و فلسفى و سخنان بزرگان در آميخته است و فلسفهء اشراق را با اصول مشاء توأم كرده است از طرفى از اصول مدون شيخ ابن سينا و فارابى و الكندى پيروى مىكند و از طرفى ديگر تحت تأثير نور و ظلمت اشراق واقع شده است ترتيب جهان خلق ارسطو را برگزيده و از مثل افلاطونى بهره‌مند شده است . از محيى الدين ابن عربى در بسيارى از مسائل تبعيت كرده است . اخوان الصفا را در قسمتهاى علوم الهى و استفاده از آيات قرآنى و كلمات نبى اكرم و سخنان ائمه ، پيشواى خود قرار داده است . سخنان هرامسه و اساطين هفتگانهء حكمت يونان را وحى منزل دانسته ، آنان را پيامبران برگزيدهء خدا ميداند . و در موارد مختلف از حميد الدين كرمانى و ناصر خسرو سخت متأثر شده است . مير داماد نيز با آنكه در بعضى از كتب و رسائلش فيلسوف مشاء است مانند : قبسات . لكن در رسائل خلسهء ملكوتيه و رسائل ديگر حالت اشراقى و عرفانى خود را كاملا نمودار كرده است و بطور وضوح تحت تأثير متكلمان اسلامى و صوفيان واقع شده است . حاجى سبزوارى كه آخرين فيلسوف اسلامى به حساب آمده است در مجموعهء كتب و رسائلش ، روح اشراق و مشاء توأم شده است و مسائل فلسفى را بطور كامل