سيد جعفر سجادى
1596
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
دانايان ، خود مقصر بودند زيرا نمىبايست از راه فلسفه و علوم رياضى مسائل دينى را مورد بحث قرار ميدادند . و اصولا نمىبايست اينان گرداگرد علوم دينى كه كاملا مجزا و جداست ميگشتند آن راهى دارد و اين راهى ديگر . مبانى اخلاقى ، دينى مبنى بر اعتقاد و دريافت و وحى است . نه صغرى و كبرى منطقى ، البته بعضى از فلاسفه و متفكران ، خالى از اغراض سياسى نيز نبودند ، همانطور كه اخوان الصفا كه شايد در اين مورد بحث كنيم . گفته شد كه فرقهء معتزله خود را وارد در معركهء علوم عقلى كردند و در اقسام علوم يونانى و سكندرانى متبحر شدند ، مسائل مهمى را مانند : عدل ، توحيد ، اختيار ، جبر ، نفى رؤيت ، خلق قرآن ، كلام لفظى و نفسى ، قدم و حدوث مورد دقت عقلى قرار دارند و براى مقابله با ، مجوسيان و يهود و نصارى و دهرى مذهبان در مبانى علوم يونانى كاملا وارد شدند و تا عصر متوكل خليفهء اسلامى در اقطار و نواحى بلاد اسلامى مجالسى به وسيلهء اينان تشكيل مىشد تا آنگاه كه ابو الحسن يا ابو الحسين بن على بن اسماعيل اشعرى از اعقاب ابو موسى اشعرى ( متولد 260 ) هجرى ) يكى از شاگردان ابو على جبائى ، كه يكى از رؤساى معتزله بود مكتبى جداگانه تأسيس كرد ، ابو الحسن اشعرى در ابتداء امر و تا سن چهل سالگى به عقيده اعتزال بود لكن در اين برهه از سن خود يكباره ديگرگون شد و علم مخالفت برافراشت و از مذهب اعتزال كنارهگيرى كرد و با آنان به مبارزه برخاست و از گذشته و اعتقادات خود برگشت و توبه كرد و اساس كار معتزلى را باطل دانست و بناى كار خود را بر نقل استوار كرد . عقل را ناتوان و نارسا دانست و بدين طريق موجبى ديگر براى جدال و نزاع در مسائل دينى بوجود آمد . اشعريان در كل اصول عقايد با معتزله به مخالفت برخاستند و فلسفه را نه تنها ابزار و وسيلهء رد عقايد و نظريات معتزله دانستند ، عقايد ارباب فرق ديگر را نيز مردود شمردند ، بلكه خود فلسفه و مسائل آن را نيز مورد نقض و جرح قرار دادند و بالاخره اينان نه تنها با درآميختن فلسفه و دين مبارزه كردند بلكه با اصول فلسفهء محض نيز مخالفت كردند در چنين وضعى كه بطور كلى اصول فلسفه و عقل از دين بيرون مىرود ، فرقههايى - مانند مشبه و مجسمه قوت پيدا مىكنند . اهل حديث و پيروان اخبار و روايات نيرومند ميشوند و بناچار فلسفه و منطق و علوم عقلى رو به انحطاط مىگذارد . توجه به علوم فلسفى مكتب معتزلى دگرگونيهائى در عالم اسلام بوجود آورد و هم منافع و هم زيانهائى در سطح دين اسلام ببار آورد . از جمله كار معتزليان اين بود كه خلفاى اسلامى بيش از پيش به نقل علوم يونانى متوجه شدند و البته بايد اين مطلب را هم افزود كه حس خودخواهى احيانا بر تحرى حقيقت در خلفاء غلبه داشته است . در هر حال بسيارى از دانشمندان و دانشجويان اسلامى به فرا گرفتن شعب