سيد جعفر سجادى
1581
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
. . . و لو علق الكفالة به شرط . . . بطلت و كذا الضمان و الحوالة ( از شرح لمعه ج 2 ص 327 - 328 ) رجوع بصوم و رجوع بكفاره شود . كَفّاراتِ ظِهار - ( فقهى ) رجوع به ظهار شود . كَفّاراتِ قَتل - ( فقهى ) رجوع به قصاص شود . كَفّارهء قَضا - ( فقهى ) رجوع به صوم كفاره شود . در معتقد الاماميه آمده است : چون شخصى را بتن پايندانى كند ، و ضمان كند حاضر كردن وى را ، به شرط آنكه زنده باشد ، صحيح باشد بىخلاف . و اگر مطالبت كنند وى را كه حاضر آور ، نياورد ، لازم بود بر وى اداى آنچه بر وى ثابت باشد . و اگر پيش ازين بميرد ، كفالت باطل شود ، و لازم نباشد وى را اداى مال ، زيرا اصل برائت ذمت است . و اگر گويند وى را چون در فلان وقت نيارم ، بر من بود آنچه بر وى ثابت شود ، لازم بود ، چون وى را حاضر نيارد ، اگر زنده باشد يا مرده ، براى آنكه او كفالت آن كرده است كه در ذمت ويست ، لازمش باشد اداى آن كردن . ( معتقد الاماميه ص 376 ) در كليات حقوقى آمده است : كفالت عبارت است از اينكه شخص ملتزم و متعهد شود كه ديگرى را در وقت معينى يا هر زمان كه مكفول له او را بخواهد احضار نمايد . بدون رضايت كفيل و مكفول له كفالت تحقق نيافته و محتاج است به ايجاب كفيل و قبول مكفول له . وقتى كفالت به صورت صحيحى درآمد كفيل بايد مكفول را در وقتى كه معين شده يا هر زمان او را بخواهند در محلى كه تعيين گرديده حاضر نمايد و اگر او را حاضر نكرد به حكم حاكم اجبار خواهد شد و با عدم امكان الزام لا محاله حاكم با نظر بخصوصيات مقام و استنباط از قواعدى كه منطبق با مورد خاص باشد بمقتضاى عدالت حكم خواهد كرد . وقتى مكفول خود در موقع مقرر حاضر شود يا فوت شده باشد يا مكفول له از حق خود صرف نظر كرده و او را ابراء كرده باشد كفالت ساقط خواهد شد وقتى وارث مكفول له پس از فوت مورث حق احضار مكفول را خواهد داشت . و همچنين وارث كفيل موظف باحضار او خواهد بود كه قائل باشيم به اين كه كفالت قابل انتقال است و در صورتى ميتوانيم اين قول را اختيار كنيم كه آن را حق مالى دانسته و آن را در زمرهء حقوقى قرار ندهيم كه قائم به شخص باشد مثل حق قذف . ( كليات حقوقى ص 155 و 156 ) كَفِّ جَذْماء - ( اصطلاح نجومى ) يعنى دست گسسته يكى از دو دست پروين بود كه يكى كف الخضيب است و ديگر كف - الجذماء كه كوتاهتر از كف الخضيب بود . ( از التفهيم ص 104 ) كَفُّ الخَضيب - ( اصطلاح نجومى ) و نام ستارهاى بود و نيز از صورت ذات - الكرسى و آن كف راست ثريا بود .