سيد جعفر سجادى
1556
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
ملابس مادى تمام اشياء و حقايق و بواطن امور بصور ذاتيه اصليهء خود آشكار ميشوند . ( از اسفار ج 4 ص 173 - رسائل صدرا ص 287 - مبدأ و معاد صدرا ص 182 ) . قِيامِ حُلُولى قِيامِ صُدورى ( اصطلاحات فلسفى ) نحوهء قيام اعراض را بمعروض خود قيام حلولى مينامند و نحوهء قيام معلوم را به علت قيام صدورى ناميدهاند . ( از اسفار ج 1 ص 66 - ج 4 ص 149 - شرح منظومه ص 30 ) . قيد - ( اصطلاح اصولى ) در عرف اصوليان امرى است كه مخصص مطلق باشد رجوع به قيود شود قَيْطُس - ( اصطلاح نجومى ) و يكى از صور كواكبى بود كه در نيمه جنوبى كره واقع بود و آن به شكل حيوانى دريائى بود مقدم آن در ناحيهء مشرق بر جنوب حمل بود و مؤخر آن در ناحيهء مغرب در پشت سه ستارهء بود كه خارج صورت ساكب الماء است . ( از صور كواكب ص 257 ) قيطس ( بفتح قاف و ضم طاء ) قِيْمى - ( اصطلاح فقهى ) متاعى است كه مثل آن در بازار يافت نشود مثل حيوانات لكن در امثال غلات مثلى است يعنى مثل آن يافت مىشود . قُيُود - ( اصطلاح ادبى ) جمع قيد است و آنها كلماتى هستند كه به صفت يا فعل يا قيد ديگر افزوده شوند و مفهوم آنها را به چيزى از زمان يا مكان و يا حالت و غيره مقيد سازند مانند « بهرام بسيار بزرگ است ، فرهاد راست ميگويد و اين كار خيلى عاقلانه است » كه كلمات بسيار ، راست ، خيلى ، قيد است كه به صفت و فعل و قيد اضافه شده است و قيد بر دو قسم است قيد مختص و قيد مشترك قيدهاى مختص آنها هستند كه هميشه قيد باشند ، مانند « هنوز و هرگز » و مشترك آنهائى هستند كه در غير قيد نيز به كار روند مانند « خوب ، بد ، زشت و نيك » و باعتبار لفظ بر سه قسم است قيد مفرد ، قيد مركب و قيد مؤول ، مفرد قيدى است كه از حرف اضافه مانند « براى خدا ، بادلى فارغ » قيد مؤول جملهايست قيدى كه بمفرد تأويل ميابد و بيكى از حرفهاى ربط آغاز ميگردد . و قيدهاى زمان « پيوسته - گاهى ناگهان و همواره » و مكان « پس ، پيش و نزديك » و قيدهاى مقدارى . « چند و چندان » و قيدهاى تأكيد و ايجاب « هرآينه ، بلى ، آرى بىگمان » قيدهاى ترتيب « نخست - سرانجام - دسته دسته » قيدهاى استثناء « جز ، مگر و جز كه » قيدهاى استفهام « كى ، تا كى ، تا چند » قيدهاى شك و ظن « پندارى ، گوئى و گويا » قيدهاى شرط « اگر و مگر و چه » قيدهاى علت « چرا - چون و بچه دليل » قيدهاى استعلا « فراز روى و بر » قيدهاى تكرار « باز و دگر » قيدهاى سوگند « به خدا - بجان - و خدا را » قيدهاى تمنا « كاش ، كاشكى و اى كاش » قيدهاى تشبيه « همانا - مانا - چنين و چنان » رجوع به دستورنامه ص 123 شود . در عروض قيد حرفى است ساكن به اين معنى كه چون قافيه از حروف ردف