سيد جعفر سجادى

1545

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

تشكيل و تركيب شده باشد و آنچه از علوم و دانش‌ها بطور يقين از راه مقدمات حاصل مىشود سه نوع است پس مقدمات يقينى بر سه دسته و يا سه نوع‌اند . زيرا معلومات و آنچه از مقدمات بدست مىآيد يا از نوع اوليات‌اند و آنها آن نوع معلوماتى ميباشند كه حصول و تصديق به آنها متوقف بر غير از تصور حدود و دو طرف قضيه نباشد و اين گونه دانش‌ها اگر چه از راه كسب هم باشد باز جزء اوليات محسوب ميشوند زيرا پس از تصور حدود و اطراف و موضوع و محمول آن كسى نتواند منكر آن شود و تصور حدود و اطراف آن در حصول يقين كافى بود . مانند حكم به اين كه « كل بزرگتر از جزء است » و يا « چيزهائى كه مساوى با امرى ميباشند همه با يكديگر مساويند » و يا اينكه « سياهى و سپيدى در يك محل جمع نمىشوند » و يا معلوماتى مىباشد كه از راه مشاهدات حاصل شده است يعنى آنچه بقواى ظاهره و يا باطنهء تو درآيد « مانند محسوسات » مانند علم تو به اين كه « آفتاب نوردهنده و روشن‌كننده است » و يا اينكه تو را شهوتى و غضب است و بايد بدانى كه مشاهدات تو براى غير تو حجت نبود مادام كه شعور و مشاعر او نيز بمانند مشاعر و شعور تو نباشد و يا معلومات حاصل از مقدمات حدسى و از نوع حدسيات مىباشد و حدسيات را بر اساس قاعدهء اشراق اقسامى است : مجربات و آن عبارت از مشاهدات متكرره است كه بسبب تكرار يقين آورد بدان سان كه نفس انسان از اتفاقى بودن آن در امان باشد و او را يقين شود كه اين امر نه بر حسب اتفاق بود . بمانند آنكه حكم كنى كه « زدن با تازيانه رنج‌آور بود » و بايد دانست كه اين گونه احكام از راه استقراء حاصل نمىشود زيرا استقراء در تمام موارد افاده يقين نكند استقراء و آن عبارت از حكمى كلى است كه از راه جزئيات و بررسى موارد بسيار بدست آيد پس هرگاه حكم حاصل از استقراء شامل تمام جزئيات شود استقراء تام خواهد بود مانند اينكه گوئى « حيوان ، نبات و جماد متحيزاند » پس « هر جسمى متحيز بود » اين گونه احكام استقرائى مفيد يقين بوند و هرگاه حكم حاصل از راه استقراء شامل تمام جزئيات نشود استقراء ناقص خواهد بود و چون استقراء بدين معنى باشد و عبارت از اين امر بود درمىيابيم كه حكم ما براين كه « كل انسان اذا قطع رأسه لا يعيش » تنها حكمى است كه از راه بررسى اوضاع و احوال جزئيات بسيار حاصل شود و بيان شد كه هرگاه افراد و جزئياتى كه مورد بررسى قرار ميگيرند و باستناد آنها حكمى كلى حاصل مىشود از يك نوع باشند افادهء يقين مىكند و استقراء تام خواهد بود و هرگاه افراد بررسى شده متحد النوع نبوند گاه باشد كه مفيد يقين نبوند مانند حكم تو به اين كه « هر جانورى در هنگام خوردن فك زيرين را بجنباند » بديهى است كه اين حكم از راه استقراء و بررسى افرادى حاصل شده است كه مورد و مشاهدهء تو بوده است . و حال آنكه روا باشد كه حكم جانورانى كه نديدهء باژگونه آنچه ديده بود مثلا بمانند تمساح - متواترات - متواترات