سيد جعفر سجادى

1536

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

بود در فوق ارض و قوسى كه بين آن دو بود در تحت زمين عبارت از قوس ليل كوكب بود . پس قوسى بود مرئى در بالاى افق و قوس الليل آنچه در زير افق است . ( رجوع شود به رسائل اخوان رساله سوم ص 90 ) . و البته كلمهء قوس بطور مطلق نام ديگرى بود از رامى كه نخستين كوكب آن صورت را نصل گويند قوس قزح - ( اصطلاح فلسفى ) در زير عنوان كلمهء قوس قزح در دستور - العلماء آمده است . اين كلمه مركب بتركيب اضافى است و در بعضى از كتب قوس و قزح بواو نوشته شده است و در كتاب كنز اللغة است كه قوس اسم كوه است و معناى قوس قزح يعنى قوسى كه از پشت كوه ظاهر ميگردد و سبب تكوين آن انعكاس شعاع خورشيد در اجزاء رطبهء هوائيه است و آن دائره‌ايست كه در موقع بارش و يا ابرى در جهت افق ديده مىشود و آن را رنگها مختلف است و متلون است . ( شفا ج 1 ص 262 ، 265 - دستور ج 3 ص 120 ) . القَولُ بالمُوجَب - ( اصطلاح بديعى ) و آنست كه صفتى در كلام غير كنايه از امرى باشد و متكلم آن را در سخن بياورد و كنايه از امرى ديگر قرار دهد چنان كه در اين آيه يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ و در كلام منافقين اعز كنايه از خودشان و اذل كنايه از مؤمنان است كه خداوند در رد آنها عزت را صفت غير منافق قرار داده است و ازين قبيل است ربانى گويد : گفت خوابت هيچ ميآيد به چشم * گفتم آرى تا به بينم روى تو گفت رفتى سوى باغ و بوستان * گفتم آرى بشنوم تا بوى تو گفت ميشايد تو را زنجير و بند * گفتم آرى حلقهء گيسوى تو ( از ابدع ص 336 - 337 ) قُونَويَّه - ( اصطلاح عرفانى ) فرقه از متصوفه به شيخ صدر الدين محمد بن اسحاق قونوى منسوب است و قونيه از شهرهاى روم ( آسياى صغير ) است و مولانا جلال الدين مولوى و حسام الدين چلبى و شمس تبريزى و بسيارى از مشايخ از آن ديارند . گويند كه مولانا به مجلس شيخ صدر الدين درآمد . شيخ سجاده خود را بايشان داد ولى مولانا نپذيرفت و گفت بقيامت چگويم اگر چنين بىادبى كنم . شيخ گفت سجاده‌اى كه ترا نشايد مرا نيز نشايد و سجاده بيك سوى افكند و فرمود : لو كان فينا للاهوته صورة * هى انت لا اننى و لا اتردد و نيز شيخ صدر الدين در حق مولانا گفته است : خوانسالار فقر محمدى اوست و ما نيز بطفيل وى ذوق كنيم . . . ( از طرائق الحقائق - ج 2 - ص 161 ) . قولِ جازِم - ( اصطلاح منطقى ) قضيهء كه مفيد يقين باشد قول جازم و برهان خوانند . ( اساس الاقتباس ص 342 - مصنفات بابا ج 2 ص 38 ) .