سيد جعفر سجادى

1385

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

اولين چيزى كه بايد مورد لحاظ قرار گيرد مفهوم نامتناهى بودن است از اين جهت گوئيم غير متناهى گاه اطلاق بر حقيقت شود يعنى بمعنى حقيقى به كار رود و گاه مجازى ، معناى حقيقى غير متناهى بودن گاه اطلاق بر جهت سلب مطلق مىشود و گاه بر جهت سلب مطلق اطلاق نمىگردد قسم اول عبارت از اين است كه امرى مسلوب النهاية باشد به آنكه براى او كميت نباشد چنان كه گويند نقطه را نهايتى نيست زيرا خود نقطه نهايت است قسم دوم گاه در مقابل تناهى حقيقى گفته مىشود و آن عبارت از امرى است كه شأن آن متناهى بودن است و اين نوع غير متناهى بودن بر دو وجه است يكى آنكه از شأن طبيعت و نوعش اين است كه متناهى باشد و لكن از شأن شخص خودش اين نباشد كه متناهى باشد مانند خط غير متناهى اگر چنين خطى باشد قسم دوم آنكه از شأن آن باشد كه او را نهايت باشد لكن بالفعل نباشد چون دائره اما غير متناهى مجازى عبارت از چيزى است كه حدى نداشته باشد يعنى تحديد آن دشوار باشد . ( از شفا ج 1 ص 98 - 99 تعليقه بر منظومه ص 29 - اسفار ج 3 ص 181 - تفسير ما بعد ص 418 - 1634 ، 31 ) . غَيرِ مُنصَرِف - ( اصطلاح ادبى ) در قواعد زبان غير منصرف كلمه را گويند كه در حال جرى به فتحه خوانده مىشود . از جهت وجود دو سبب از اسباب منع صرف در آن يا يك سبب قائم مقام دو سبب ( از سيوطى ص 20 ) رجوع باسباب منع صرف و منع صرف شود . غَيريَّت - ( اصطلاح فلسفى ) غيريت مقابل هويت است و بر چند قسم است 1 - غيريت در جنس 2 - غيريت در نوع 3 - غيريت در فصل 4 - غيريت در عرض رجوع به اتحاد و ( اسفار ج 1 ص 134 ) شود . شيخ اشراق گويد و از لواحق كثرت غيريت است و از جمله غيريت‌ها مما ثلث است كه بر حسب شركت در حقيقت نوعيه باشد زيرا مما ثلث از تمام وجوه بحسب لواحق ممكن نيست و از جمله مقابليت است نسبتى كه بين ايجاب و سلب و عدم و ملكه ، ضدين وجود دارد ( از مقاومات ص 158 ، 159 ) غين - ( اصطلاح عرفانى ) غين حجابى است بر دل كه به استغفار برخيزد ، و رين حجابى است كثيف ميان دل و ايمان به حق ، پس حجاب رقيق را غين گويند و حجاب كثيف را رين گويند . و بالاخره رفع آن حجاب بواسطهء رجوع از معصيت به ثواب و رجوع از خود به حق ميسر بود . ( از كشف المحجوب ص 506 - لمع ص 373 اصطلاحات شاه نعمت اللّه ص 70 ) در شطحيات است كه : غين عارضى است كه از معادن امتحان حق بدل عارف رسد ، حقيقتش غلبهء حلاوت شاهد سر است بادراك علم و وصلت از كل . ( از شطحيات ص 629 )