سيد جعفر سجادى
1345
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
« فى سائمة الغنم الزكاة » در گوسفند چراكننده زكات است . اين لفظ متناول معلوفه نيست ، و به آن كه متناول وى باشد اولىتر نيست ، پس ازو نتوان دانست كه در معلوفه زكات نيست ، بلكه اين بدليل دانند . و دليل برين آنست كه اگر گويد : در چراكننده زكات است ، و در معلوفه نيز زكات است ، سخن متناقض نباشد . ( رجوع شود به معتقد الاماميه ص 250 ، 55 ) عَمى - ( اصطلاح عرفانى ) عمى بمعنى عدم البصر است و در اصطلاح صوفيان حقيقة الحقائق است . ( كشاف ص 1581 ) . قيصرى گويد : وجود اگر « به شرط لا » لحاظ شود مرتبت احديت و جمع الجمع و حقيقة الحقائق و عمى نامند كه تمام اسماء و صفات مستهلك در آن ميباشند ، ( شرح قيصرى ص 15 ) . و بعضى گويند مراد حضرت احديت است كه منشأ اسماء و صفات است . ( اصطلاحات شاه نعمت الله ) . عِمارت - توجه به جهان مادى را گويند : مولوى گويد : عاشقى بر من پريشانت كنم * كم عمارت كن كه ويرانت كنم گر دو صد خانه كنى زنبوروار * چون مگس بىخان و بىمانت كنم كه عنايت الهى بر آن شد كه جلوهء كند و شور و شرى در جهان بر پا كند . چتر برداشت و بر كشيد علم * تا بهم برزند وجود و عدم بيقرارى عشق شورانگيز * شر و شورى فكند در عالم آن دم كه زهر دو كون آثار نبود * بر لوح وجود نقش اغيار نبود معشوقهء و عشق ما بهم ميبوديم * در گوشهء خلوتى كه ديار نبود عَن - ( اصطلاح ادبى ) و اين كلمه در زبان عرب بر سه وجه است 1 - حرف جَرّ و آن را ده معنى است 1 - مجاوزه كه اصل است مانند « رميت السّهم عن القوس » 2 - بدل مانند « اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً » . 3 - استعلاء مانند « فَإِنَّما يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ » و « إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي » . 4 - تعليل مانند وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ » 5 - مرادف بعد مانند « عَمَّا قَلِيلٍ لَيُصْبِحُنَّ نادِمِينَ » و « يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ » 6 - ظرفيت 7 مرادف مِن مانند « هُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ » 8 - مرادف « با » مانند « وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى » 9 - استعانه مانند « ما رميت عن القوس » يعنى بالقوس 10 - زائده و معنى ديگر آن حرف مصدرى است كه بجاى « اعجبنى ان تفعل » عن تفعل گويند و معنى ديگر اسم است بمعنى جانب مانند « ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ » .