سيد جعفر سجادى
1306
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
كه علتها را مراتب است و هر علتى را معلول است . ( از جامع الحكمتين ص 67 و رجوع شود به تفسير ص 14 - آراء اهل مدينهء فاضله ص 23 ) . عِلَّتِ بالذّات - ( اصطلاح فلسفى ) هر گاه امرى مستقيما و بلا واسطه علت چيزى باشد علت بالذات آن چيز است چنان كه نار في ذاته و بلا واسطه علت احراق است و نتيجهء احراق زوال برودت است و بنا بر اين زوال برودت معلول بالعرض است زيرا بالذات علت احراق است اگر چنين گفته شود كه مادام كه برودت زائل نشود احراق حاصل نمىشود در نتيجه نار اولا و بالذات علت رفع و زوال برودت است و ثانيا و بالعرض علت احراق است قضيه در اين صورت به عكس مىشود . و گاه علت بالذات گويند و مراد علت العلل و علت اولى است كه خود بنفسه و لنفسه و فى نفسه علت كائنات عالم است . ( شفا ج 2 ص 526 - دستور ج 2 ص 307 ) . عِلَّتِ بِالعَرَض - ( اصطلاح فلسفى ) رجوع شود به علت بالذات . پارهء از تركيبات ديگر در معناى فلسفى عِلَّت بَعيد - ( اصطلاح فلسفى ) امرى كه خود مستقلا و بلا واسطه معلولى را ايجاب نكند علت بعيده گويند و معمولا علل معده را علل بعيده نيز گويند . عِلَّتِ تامّه - ( اصطلاح فلسفى ) علت تامه علتى است كه معلول بدان واجب و موجود شود يعنى امرى كه خود مستقلا وجود امرى ديگر را ايجاب مىكند و آن را علت تماميه نيز گويند و علت موثره هم گويند ( از شفا ج 2 ص 576 و رجوع به درة التاج بخش سوم ص 43 و رجوع به علت شود ) . عِلَّتِ بَسيطَه - ( اصطلاح فلسفى ) هر گاه امرى خود بدون جهت و حيثيت ديگرى علت مؤثره باشد آن را علت بسيطه گويند مثلا عقل فعال كه مؤثره در عالم طبيعت است علت بسيط است و گاه مراد از علت بسيط علتى است كه مجرد از ماده نباشد و لكن بدون آنكه با امرى ديگر ضميمه و تركيب شود علت است چنان كه نار به تنهائى علت احراق است در مقابل علت مركبه چنان كه چند نفر بالاجتماع علت حركت امرى باشند و يا چند دار و بالاجتماع و تركيب سبب صحت مريضى شوند ( از شفا ج 1 ص 24 ) . عِلّتِ بالفِعل - ( اصطلاح فلسفى ) علت بالفعل در مقابل علت بالقوة است چنان كه نفس در مرتبت هيولانى بالقوة علت ادراك است و يا نطفه انسان بالقوة علت براى انسان است و انسان بالفعل علت براى حس و حركت است چنان كه انسان توانا بر كتابت مادام كه كاتب نيست بالقوة علت براى كتابت است و در حال كتابت بالفعل علت كتابت است . ( از شفا ج 1 ص 24 ) . عِلَّتِ تَمامِ مَعلول است - ( اصطلاح فلسفى ) چون معلول ظل و تراوش علت است و علت در مرتبت عليت واجد تمام مراتب معلول است و مرتبت كمال معلول است از اين جهت گويند علت تمام معلول است . ( از اسفار ج 3 ص 183 ) .