سيد جعفر سجادى
1303
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
انسان » يا « بالضرورة بعض ما يمتنع ان يكون حجرا فهو انسان » و بدين ترتيب همهء قضايا ضروريه بتاته ميشوند و از غلط و اشتباه در امان خواهند بود . و عكس قضيهء ضروريه موجبهء بتاته عينا موجبهء ضروريهء بتاته ميباشند با هر جهتى كه باشد . پس عكس و انعكاس قضيهء محيطهء بتاته و يا قضيهء جزئيه بتاته بدين صورت و معنى خواهد بود كه تعدادى از افرادى كه موصوف به محمولاند عينا موصوف بموضوعاند بطور اهمال و غير معين و هر گاه « بالضرورة لا شىء من الانسان بحجر » درست باشد « لا شىء من الحجر به انسان بالضرورة » نيز درست خواهد بود . و الا اگر يافت شود چيزى از موصوفات يكى از آن دو يعنى « انسان و حجر » كه عينا موصوف به آن دگر باشد لازم آيد كه اختصار و انحصار بر كذب يكى از آن دو واقع نشود و آنچه در تعريف عكس گفته آمد كه با « بقاء صدق و كذب » درست نباشد و بلكه لازم آيد كه هر دو يعنى عكس و اصل كاذب باشند . و در قضيهء ضروريه بتاته هر گاه امكان جزء محمول آن باشد هر گاه در اين صورت با محمول حرف سلب هم باشد عينا منتقل به موضوع شود يعنى محمول با جهت امكان و حرف سلب يك جا در عكس آن موضوع شود و موضوع محمول قرار گيرد مانند « بالضرورة كل انسان هو ممكن الا يكون كاتبا » و بطورى كه ملاحظه مىشود اين قضيه ، قضيه بتاته موجبه است ، كه عكس آن مىشود « بالضرورة شىء مما يمكن ان لا يكون كاتبا فهو انسان » و بسيارى از مشائيان در عكس قضاياى ضرريهء موجبه اشتباه كردهاند و گفتهاند كه عكس آن ضروريه نمىباشد . و در مثل « ليس بعض الحيوان انسان » هر گاه آن بعض مهمل و نامعين را ، معين و مشخص كنى و چنان كه مقرر داشتيم براى او نامى خاص بگذارى و به صورت كلى درآورى منعكس مىشود به آنچه كه در جاى خود گفتيم و راه ديگر اينكه حرف سلب جزء محمول شود و بگوئى « بعض - الحيوان هو غير انسان » و در اين صورت منعكس مىشود به « بعض غير الانسان حيوان » . و در غير اين دو صورت يعنى هر گاه سالبهء جزئيه به صورت كلى در نيايد و به صورت معدوله هم در نيايد منعكس نخواهد شد . و بنا بر اين اگر گوئى « لا شىء من السرير على الملك » ترا نرسد كه عكس كنى و گوئى « لا شىء من الملك على السرير » بدون اينكه كليهء اجزاء محمول را نقل بموضوع نمائى زيرا عكس آن به اين صورت يعنى « لا شىء من الملك على السرير » . باطل مىباشد و عكس درست آن اين است كه « لا شىء مما على الملك بسرير » پس ناچار بايد كلمهء « على » با محمول نقل مكان كند زيرا اين لفظ در اين قضيه از اجزاء محمول مىباشد . عَكسُ و تَبديل - ( اصطلاح ادبى ) يكى از محسنات بديعيه است كه در بديع مورد بحث قرار گيرد و تبديل محل دو جزء كلام باشد چنان كه « تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ تُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ تُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ تُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ - وَ مَنْ