سيد جعفر سجادى

1299

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

الذاتيه » . ( رسائل صدرا ص 23 ) « و ان للوجود حاشيتين احدهما واجب الوجود و هو الغاية فى الشرف لانه غير متناه الشدة فى الكمال و غير متناه القوة فى الفعل و الاخرى الهيولى الاولى و هى الغاية فى الخسة لانها غير متناه القصور من الكمال » . ( اسفار ج 1 ص 165 ) . بالاخره وجود منبسط را كه در لسان عرفا نفس رحمانى نامند اول ما صدر ميداند كه او را بنام حق المخلوق و نور سارى در موجودات و روح وجود هم گويند كه در تمام عالم سارى و در هر مرتبتى به صورتى نمايان مىشود و ظل و هباء و عما هم نامند . وى گويد ذات الهى را انوار و اضواء و آثارى است كه آنها را فلاسفه عقول فعاله و اصحاب معلم اول صور علميهء قائم بذات خدا نامند و افلاطون مثل نوريه ناميده است . و عدهء از متكلمان صفات الهيه نامند و معتزله احوال خوانند و صوفيه اسماء و اعيان نامند ( رجوع شود به اسفار ج 1 ص 129 و رسائل ص 138 ، 64 ) . كليه اشياء موجوده از لحاظ موجوديت سه مرتبت‌اند : مرتبت اول وجود صرف و محض است كه وجود آن متعلق به غير نيست و وجودى است كه مقيد به قيدى نيست و آن مرتبت همانست كه عرفا هوية غيبيه و غيب مطلق و ذات احديت خوانده‌اند . مرتبت دوم وجود متعلق به غير است و وجود مقيد به وصف زائد است كه منعوت به احكام زائده است و آنها را عقول و نفوس . . . نامند . مرتبت سوم وجود منبسط مطلق است كه عموم آن بر طريق كليت نمىباشد و بلكه بر نحو ديگرى است . و آن حقيقتى است منبسط بر هياكل ممكنات و الواح ماهيات كه در وصف خاص و حد معينى منضبط و محدود نيست از قدم و حدوث و تقدم و تأخر و كمال و نقص و عليت و معلوليت و از جوهريت و عرضيت و تجرد و تجسم مبراست بلكه بر حسب ذاتش و بدون انضمام چيزى ديگر متعين به تمام تعينات وجودى و تحصلات خارجى است و آن اصل عالم و فلك حيات و عرض رحمن و حق مخلوق و حقيقة الحقائق است . چنين وجودى بواسطهء تعدد موجودات متعدد مىشود با قديم قديم است و با حادث حادث و با معقول معقول است و با محسوس محسوس و از اين جهت است كه توهم شده است كلى است در حال كه عبارات و الفاظ از بيان و چگونگى آن قاصر است مگر بر سبيل تشبيه و تمثيل ، نسبت اين وجود بموجودات عاليه نسبت هيولى است باجسام شخصيه از وجهى مانند نسبت كلى طبيعى است به اشخاص و انواع مندرجهء در تحت آن . پس اولين چيزى كه از وجود واجبى ناشى شده وجود منبسط است كه مرتبت عمى و مرتبت جمع و حقيقة الحقائق و حضرت احديت جمع و حضرت واحديت گويند . اين وجود صادر اول و امام الائمه گفته شده است و اينكه گويند كه اول صادر عقل است بقياس بموجودات متعينه متباينهء متخالفة الآثار است و الا نسبت باصل خلقت و عالم وجود كلى و ذات ربوبى و صقع