سيد جعفر سجادى

1266

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

عنه الافعال المتوسطة بين الفجور و الخموده و خمود و فجور دو طرف عفت‌اند و از رذائل‌اند . ( اسفار ج 2 ص 38 ) . خواجهء طوسى گويد : عفت آنست كه قوت شهوت مطيع نفس ناطقه باشد تا تصرف او باقتضاى رأى او بود و اثر خيريت در او ظاهر شود و از تعبد هواى نفس و استخدام لذات فارغ . ( اخلاق ناصرى ص 74 ) . عَفو - ( اصطلاح اخلاقى ) و آن بود كه بر نفس آسان بود ترك مجازات ببدى يا طلب مكافات به نيكى با حصول تمكن از آن و قدرت بر آن . ( از اخلاق ناصرى ص 79 ) . عَفيفَه - زنى كه مبرى باشد از و طى حرام . عِقاب - ( اصطلاح عرفانى ) و كنايت از عقل اول است و گاه از طبيعت كليه تعبير به عقاب مىشود . ( اصطلاحات شاه نعمت الله ص 54 ) . عُقاب - ( بضم عين اصطلاح نجومى ) نام حيوانى بود و در نجوم و هيئت نام صورتى از صور كواكب است كه شامل 9 ستاره است و آن را نسر طائر هم نامند . ( از صور كواكب ص 116 ) عَقد - ( اصطلاح فلسفى ) عقد در اصل جمع است بين اطراف جسم و گره زدن و بستن و خلاف حل است در اصطلاح فقها در باب معاملات و انكحه ، عبارت از ايجاب و قبول است يا ارتباط مخصوص است كه شرعا معتبر شده است . و نزد بلغا عبارت است از آنكه نثرى را بنظم آورند اعم از آنكه حديث باشد يا قرآن يا مثل و يا جز آنها . ( از كشاف ص 953 - مطول ص 398 ) . عقد وضع ، در اصطلاح منطقيان اتصاف ذات موضوع است به عنوان رجوع بفرهنگ علوم عقلى شود . عقد فضولى در اصطلاح فقها به اين معنى است كه شخص كه خود مالك متاعى نيست از طرف صاحبش بفروشد و همين طور نكاح كند دخترى را بدون اذن او ، حرفى نيست در اينكه عقد فضولى بنفسه منشأ اثر نيست به اين معنى كه نفس عقد فضولى را اثرى نيست چون يكى از اركان معامله ، مالك بودن متاع است لكن اگر پس از وقوع عقد مالك آن امضا كرد گويند معامله صحيح است و آثار لازم بر آن مترتب است بويژه در نكاح كه اتفاقى است كه پس از تنفيذ و امضاء ، عقد كامل و درست مىشود ، آنان كه گويند عقد كامل و درست مىشود ، آنان كه گويند عقد فضولى پس از اجازه و امضاء درست است اختلاف كرده‌اند كه آيا اجازه مالك كاشف است يا ناقل يعنى كاشف از سبق ملك است يا همان اجازه ناقل ملك است البته فوائدى چند بر هر يك از دو قول مترتب است . بايد دانست كه روايت اصلى در مورد نكاح است و به تنقيح مناط به معاملات ديگر جريان دهند . ( رجوع به عقود شود ) . در كليات حقوقى آمده است : بعضى عقد را بالتزام متعاقدين و تعهد آنها در مقابل امرى تفسير نموده و آن را عبارت از ارتباط ايجاب به قبول قرار داده‌اند و حال آنكه عقد از مقوله فعل است و التزام از مقوله نسب و اضافات ، پس بين اين مفاهيم تغاير موجود و تفسير بعضى ببعض ديگر بىوجه است . بنا بر اين عقد التزام و ربط و