سيد جعفر سجادى

1226

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

289 ) عالَمِ اثير - ( اصطلاح فلسفى ) عالم اثير عبارت از اجسام و اجرام فلكى و سماوى بوده كه عالم آنها را عالم اثيريات گويند رجوع باثير و ( رسائل ص 245 ، 237 - مجموعه دوم مصنفات ص 149 ) شود . عالَمِ اتِّفاقات - ( اصطلاح فلسفى ) مراد از عالم اتفاقات عالم جسمانى و حوادث است و استعمال اتفاق از باب مسامحه است و الا چنان كه بيان شد تحقيق آنست كه كلييه حوادث و موجودات عالم تابع علل و قوانين منظم است و قول به بخت و اتفاق ناشى از جهل و عدم شعور است . ( از مجموعه دوم مصنفات ص 55 خ ) عالَمِ اجرام - ( اصطلاح فلسفى ) گاه مراد از اين اصطلاح مطلق عالم جسمانى است و گاه عالم فلكيات و سماويات است . ( از مجموعه دوم مصنفات ص 197 خ ) عالَمِ اجسام - مراد از عالم اجسام حوادث كون و فساد و جهان طبيعت است . ( از رسائل صدر ص 352 - مجموعه دوم مصنفات ص 266 - 267 ) عالَمِ اجسامِ مُجَرَّد - ( اصطلاح فلسفى ) عالم حس و طبيعت و عالم عقل را صدرا عالم اجسام مجرده ناميده است كه موجودات در مراتب سير تكاملى خود ابتدا بدان عالم اتصال يابند كه آن را عالم حيوانى ادراكى ناميده‌اند و در آن عالم ماده نيست و مقدار هست . ( از رسائل 352 ) . عالَمِ ارواح - ( اصطلاح فلسفى ) مراد عالم عقول و نفوس مجرده است كه عالم جبروت و ملكوت مينامند ( از مجموعه دوم مصنفات ص 280 ، 197 رجوع به ارواح مجرده شود ) عالَمِ اشباح - ( اصطلاح فلسفى ) رجوع باشباح شود . عالَمِ اعراض - ( اصطلاح فلسفى ) عالم اعراض در مقابل عالم حقايق و ذوات است و مراد عالم ماده و ماديات است كه قشر و عرض است و عالم عقول و ارواح لب و حقيقت آنها است عالم ماده و ماديات متقوم بعالم ارواح و مجردات بوده و خود پايدار به خود نمىباشند و قائم بعالم عقول‌اند بقيام صدورى چنان كه عالم عقول و نفوس كليه نسبت بعالم ربوى عالم اعراض‌اند و بالاخره هر يك از عوالم نسبت بعالم ما فوق خود عالم اعراضند . عالَمِ افلاك - ( اصطلاح فلسفى ) مراد فلك و فلكيات است رجوع بافلاك و ( مجموعه دوم مصنفات ص 197 ) شود عالَمِ إلهى - ( اصطلاح فلسفى ) مراد عالم اسماء و صفات الهى است كه عالم قدس و سرمد و ازل هم ناميده‌اند ( از اسفار ج 3 ص 103 ) عالَمِ امر - ( اصطلاح فلسفى ) عالم مجردات را عالم امر هم مينامند كه بامر تكوينى الهى از كتم عدم بوجود آمده‌اند و بر حسب امر تكوينى دفعة واحده پديدار گشته‌اند صدر الدين گويد : بدان كه جميع صور جزئيه جسمانيه نمونهء حقايق كليه‌اند كه موجود در عالم امر الهى و قضاى اويند و بنا بر اين مراد از عالم امر عالم قضا و عالم قدر و بالاخره عالم مجردات هم هست . ( از اسفار ج 3 ص 98 ، 99 ، 100 -