سيد جعفر سجادى
1216
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
نمود و در اين صورت تا شرط حاصل نشده ظهار اثرى نخواهد داشت . 1 - مظاهر كه عبارت از زوج باشد بايد داراى كمال عقل بوده و صدور عمل از او از روى قصد و اختيار باشد و در حال مستى و اغماء يا در حال غضب اين عمل از او سر نزده باشد . 2 - شرائط مطلقه در مظاهر يعنى زنى كه مورد ظهار قرار ميگيرد معتبر است بنا بر اين ظهار نسبت بزن مدخول بها يعنى زنى كه از طرف شوهر با او مواقعه صورت گرفته باشد وقتى مؤثر در حرمت است كه وقوع آن در حال پاكى زن و در طهر غير مواقعه واقع شده باشد و اختصاص بزوجهء دائمى داشته و در متعه جارى نيست . 3 - ايقاع آن بايد در حضور دو شاهد عادل باشد . 4 - شوهر در ايقاع ظهار قصد اضرار نداشته باشد و ظهار را بنحو يمين و قسم واقع نسازد . وقتى ظهار بطور صحيح واقع شد تا مرد كفاره ندهد مواقعه با زنى كه او را ظهار نموه بر او حرام است . و مواقعه با او قبل از كفاره موجب تعلق دو كفاره به عهده او خواهد بود يكى براى ظهار و ديگرى براى عمل وقاع . و در صورت تكرار كفاره تكرار خواهد شد . صدور مواقعه از روى جهل يا نسيان موجب كفاره نيست . اگر مرد زنى را كه ظهار نموده طلاق داد و پس از خروج از عده او را به عقد جديدى تزويج كرد كفاره نخواهد داشت . بعد از ظهار زوج مكلف است بيكى از دو امر مبادرت نمايد : دادن كفاره و برگشت به حال اول يا طلاق و با خوددارى از مبادرت به آن و مراجعه زن به حاكم حاكم بمرد سه ماه مهلت خواهد داد كه تكليف خود را در ظرف اين مدت انجام دهد و در صورت امتناع او را مجبور بانجام خواهد نمود . و بهر حال نفقه زن به عهده مرد خواهد بود . كفاره ظهار چنان كه در قرآن مجيد در سوره مجادله تنصيص به آن شده عبارت است از خصال سهگانه بطور ترتب : عتق رقبه - روزه گرفتن دو ماه پى در پى اطعام شصت مسكين و با عجز از كفاره استغفار مجزى است . ( كليات حقوقى ص 309 ، 312 ) ظُهرِ نجُومى - ( اصطلاحات هيوى ) و منظور در اول برج حمل بود . ظُهور - ( اصطلاح عرفانى ) ظهور چيزى عبارت از وجود و نمود آن چيز است و نمودارى است و ظهور حق عبارت از تجلى در اسماء و صفات و تعينات است . و بالجمله موجودات مظاهر اويند و او در آنها خود را نموده است و آن را مراتبى سنت : 1 - ظهور اول كه علم اجمالى است 2 - ظهور دوم كه علم تفصيلى است 3 - ظهور سوم كه ظهور صور روحانى است 4 - ظهور چهارم كه ظهور صور مثالى است 5 - ظهور پنجم كه ظهور صور جسمانى است كه تمام مظاهر حقاند . ( از مصباح الانس ص 36 - اصطلاحات خطى - دستور العلماء ج 2 ص 388 ) . جامى گويد