سيد جعفر سجادى
1200
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
اين روا نبود . و چون خواهد كه طواف كند : سنت است استلام كردن حجر ، و خواندن دعايى كه معروفست ، در مناسك مذكور ، و استلام كردن ركن شامى ، و آنكه دعا خواند روى بوى آورده بود و چون روى بناودان خانه آورده باشد : ركن غربى را استلام كند ، و دعا خواند ، و ميان ركن غربى و ركن يمانى دعا خواندن و چون بمستجار رسد ، آنگه ركن يمانى را استلام كند ، و حجر الاسود را چون بوى باز گردد ، و دعا كند . و در شوط هفتم بر مستجار باستد ، و شكم و هر دو رخ خود بر مستجار نهد ، و هر دو دست خود بر خانه بگستراند ، و دعا خواند ، و چنگ در پردههاى كعبه زند . و روا نباشد كه طواف را قطع كند ، مگر از براى نماز فريضه يا ضرورتى ديگر . اگر براى نماز قطع كند بنا نهد بر آنچه كرده باشد ، و اگر چه يك شوط باشد . و اگر از براى غير نماز قطع كند ، و اگر از نيمه در گذشته باشد ، بنا كند ، و اگر نه با سر گيرد . و اگر شك كند و نداند كه چند طواف كرده است ، يا شك كند ميان شش و هفت ، با سر گيرد احتياط را . و اگر ميان هفت و هشت شك كند ، و او در طواف باشد ، قطع كند . و اگر با يادش آيد كه هفت كرده است ، و او در هشتم باشد قطع كند . و اگر بعد از آن با يادش آيد كه تمام كرده است شش شوط ديگر بكند ، و براى هر طوافى دو ركعت نماز بكند . و روا نيست طواف كردن بر پشت دابه مگر از براى ضرورت . ( معتقد الاماميه ص 315 ، 319 ) طَوافِ نِساء - ( اصطلاح فقهى ) . در معتقد الاماميه آمده است : آنگه در مكه رود آن روز يا ديگر روز ، از براى طواف و سعى و طواف نساء و آنچه از اول كرده باشد بكند ، آنگه همان روز به منا رود ، و شب آنجا گذارد ، و سنگ اندازد . و مستحب است كه چون از منا برود ، به « مسجد خيف » آيد ، و شش ركعت نماز كند نزديك مناره ، و تسبيح بگويد ، و دعائى كه خواهد بخواند . و چون از جمرهء عقبه درگذرد ، روى به منى آرد ، وداعش كند ، و « در مسجد حصبه » رود و نماز كند ، و به پشت باز خسبد . و چون خواهد كه برود ، مستحب است كه طواف وداع كند ، و در خانه رود ، و در گوشههاى خانه نماز كند ، و بر « رخامهء حمراء » ، و بزمزم آيد ، و آب بخورد ، و نزديك مقام دو ركعت نماز كند ، و دعاى وداع بخواند . ( معتقد الاماميه ص 331 ) طُوبى - ( اصطلاح عرفانى ) مقام انس به حق است كه در جنب جبروت ذات او مطمئن و آرام زيد : امروز طوبى و زلفى در دل ايشانست و فردا طوبى و حسنى منزل ايشانست ، امروز ذوق معرفت و انس محبت بهرهء ايشانست و فردا سماع و شراب ديدار حاصل ايشانست طوباى ايشان وقت است بهشت ايشان نقد است ، راحت ايشان درد است ، اى جوانمرد ، هفت كشور آراسته به طلعت خداوندان در دست . اگر يك ذره از آن درد و اندوه كه در دلهاى صديقان و عارفانست بر كل كائنات آشكارا گردد ،