سيد جعفر سجادى

1180

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

قسم چهارم - معرفت نبوت و رسالت و حكمت در آن . اول ، بدان كه قوت عقل نه چنانست كه همه چيزها را دريابد ، خاصه امور دينيات ، - چه روزهء روز آخرين رمضان واجب است و روزهء روز اول شوال حرام . و اين دو روز به يكديگر متصل‌اند - و اجزاء زمان از روى ظاهر متساوى ، و امثال اين احوال جز از اقوال پيغمبران ( عليهم السلام ) معلوم نتوان كرد ، پس حكمت الهى چنين اقتضا كرد - كه پيغمبران را بعالميان فرستد - بانواع طاعات - و عبادات ، كه مقصودست از آفرينش جن و انس ( چنان كه فرمود ) - كى : وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ - و كيفيت اداء آن بديشان آموزند چنان كه فرمود : رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ . اينست اقسام علم اصول . و اما علم فروع بر دو قسم است يكى مقصود و دوم تبع اما قسم مقصود چهار ركن است . اول علم كتاب « عزيز » و آن دوازده نوع است . نوع اول - علم قرائت و آن دو قسمست : يكى قراآت قرآن سبع و آن همه از پيغمبر عليه السلام مروى است بروايات مشهور - و متواتر شده و نماز كردن بدان درست بود - و ديگر شواذ « و » آن بروايات آحاد آمده است - و نماز كردن بدان درست نباشد . نوع دوم - علم وقوف است كه آيات كجا تمام ( مى ) شود - و در اثناء [ آيات ] كجا وقف توان كرد و اين نقليست چه باشد كه كلمات قرآن مجيد به حكم قياس يك آيت باشد ، و به حكم روايت آيات بود ، چنان كه : الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ . كه به حكم قياس يك سخنست ، زيرا كه همه صفت يك موصوفست پس بايستى كه يك آيت بودى ، لكن به حكم روايت سه آيت است . و باشد كه به عكس اين باشد ، چنان كه آيت آخر سورة البقره . و بدان كه بسبب وقف ، معانى مختلف شود ، چنان كه درين آيت كه : وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ . چه اگر وقف اينجا كنيم ، لازم آيد - كى تأويل متشابهات خداى داند و راسخان در علم نيز دانند . و اگر بر الله - وقف كنيم ، لازم آيد - كه تأويل متشابهات جز خداى نداند . نوع سوم - علم اللغات قرآن است . نوع چهارم - علم اعراب است كه بىآن در تفسير قرآن شروع كردن حرام بود ، زيرا - كه معانى قرآن - بواسطة معرفت لغت و اعراب توان دانست . نوع پنجم - علم اسباب نزولست : زيرا - كه خداى تعالى قرآن را در مدت بيست و سه سال بمحمد عليه السلام « فرستاد » در وقايع مختلف . سؤال - اگر كسى گويد [ كه ] در معرفت اسباب نزول هيچ فايده نيست ، زيرا - كه در اصول فقه ثابت شده است - كه عبرت بعموم لفظ است ، نه بخصوص سبب . جواب - فايدهء معرفت اسباب نزول قرآن مجيد آنست - كه هر گاه كه عمومى را تخصيص كرده شود ، به غير سبب نزول جايز باشد ، و بسبب نزول جائز نباشد [ و ] اما بنزد آن كس - كه گويد : عبرت بخصوص سبب است ، حكم آن عام بيش