سيد جعفر سجادى
1119
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
( از سيوطى ص 38 - كشاف ص 1504 ) صِلَهء رَحِم - ( اصطلاح اخلاقى ) و آن بود كه خويشان و پيوستگان را با خود در خيرات دنياوى شركت دهد . ( از اخلاق ناصرى ص 80 ) صَليبِ طايِر - ( اصطلاح نجومى ) و عبارت از چهار ستاره از دلفين است . صَليبِ واقِع - ( اصطلاح نجومى ) و عبارت از چهار ستارهء بود واقع بر سر اژدرها كه عوايد نيز نامند و عرش قيصر هم نامند . ( از التفهيم ص 101 ) صَمت - ( اصطلاح عرفانى ) صمت يعنى سكوت و يكى از آداب مريد است و ديگر بمعنى نگهدارى سر است . در حديث است كه الصمت اول العبادة نگهبان سرت گشت اسرار * اگر سر بايدت رو سر نگهدار مولوى گويد : موسيا بسيار گوئى درگذر * چند گوئى رو وصال آمد بسر صَمَد - ( اصطلاح عرفانى ) صمد ميان پر و در اصطلاح مقصود و منظور اليه است . كه حق تعالى باشد و گفته شده است . « الصمد الذى لا جوف له » و گفتهاند : حق جل و علا صمد است بر معنى آنكه بندگان حاجتها به دو بردارند و شغلها يكسر به دو تفويض كنند و خويشتن را به دو سپارند و او جل جلاله با بىنيازى خود به نياز همه نظر كند و شغل همه كفايت كند . بندهء مؤمن موحد چون اين اعتقاد كند ، جز درگاه او پناه نسازد و آب روى خود بر درگاه او تباه نسازد و داند كه « استغاثة المخلوق من المخلوق كاستغاثة المسجون من المسجون » . پير طريقت گفت : آه از دوستى كه همه گرد بلا انگيزد ، آب از چشمهء چشم ريزد ، آتشى است كه جان و دل بسوزد ، معلمى است كه جور و بلا آموزد ، كشتى عاشقان همواره دست در خون دارد . از براى آنكه حجره از گوى عافيت بيرون دارد ، هر جا كه نزول كند . جان خواهد ، تا عافيت در سر باشد و فراغت در شغل . ( از عده ج 8 ص 327 ) . صَنايِعِ سَبعه - ( اصطلاح فلسفى ، اخلاقى ) مراد از اصطلاح صناع سبعه قواى جاذبه ، ماسكه ، هاضمه ، دافعه ، ناميه ، غاذيه و مصوره است . صَناعَت - ( اصطلاح فلسفى ) ملكهء نفسانى است كه مبدأ صدور افعال اختيارى است بدون رويت و فكر و يا ملكهايست كه موجب اقتدار شخص است بر استعمال امور بروجه بصيرت تا آنكه غرض و هدف لازم بوجه احسن حاصل شود مانند صنعت خياطت و كتابت و غيره و از علوم عمليه است . ( از دستور ج 2 ص 252 و رجوع شود به تفسير ص 1118 - اخوان ج 4 ص 13 ) اخوان الصفا صنايع را چند قسم ميداند بعضى جزء ضروريات و حوائج است و بعضى تابع ضروريات است و خادم آنها است و بعضى متمم و مكمل آنها است بعضى جمال و زينت است . آنچه در درجهء اول و از ضروريات است عبارت است از : برزگرى ، بافندگى ، ساختمان و آنچه تابع و خادم آنها است : تهيه مواد خام مانند پشم و مو و . . براى بافندگى