سيد جعفر سجادى

1107

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

صِفات - ( اصطلاح كلامى و عرفانى ) در محل خود بيان شده است كه صفت چيزى است كه قائم به خود نباشد و از موصوف خود منفصل نشود و بيان گرديد كه صفات دو قسم‌اند يكى صفات ذات كه عبارت از صفات ثابته حق‌اند و اتفاقى است كه قديم و ازلىاند و آنها سه صفت‌اند ، موجود ، قديم و واحد بودن و ديگر صفات فعل كه مورد اختلاف است و صفات حق بعضى مشروط بديگرند مثلا علم مشروط به حيات است و حق را اسماء و صفات بىنهايت است بر حسب آنكه هر موجودى در هر آنى « هو فى شأن » و شئونات و تجلياتى است در مراتب ، و صفات يا ايجابىاند يا سلبى و صفات ايجابى هم يا حقيقى بدون اضافه‌اند مانند ، حيوة وجوب و قيوميت يا اضافه‌اند محضه‌اند مانند اوليت آخريت و يا ذو اضافه‌اند مانند ربوبيت و علم و اراده و صفات سلبيه مانند قدوسيت و سبوحيت و هر يك از آنها نوعى از وجودست كه جامع آن مرتبت - الوهيت است و اول كثرتى است كه در وجود واقع شده است و برزخ ميان حضرت احديت ذاتى و مظاهر خليفه است و بىنهايت - است ( از لمع ص 451 - شرح قيصرى ص 12 - 13 - شرح تعرف ص 111 ) . شاعر گويد : من كه باشم كه بود سرح جمالش هوسم * كيستم من كه در اوصاف جمالش برسم من كيم در چه حسابم كه صفاتش شمرم * كيستم من كه كنم عد خصالش چه كنم تركيبات ديگر : صفات اماره ، صفات ذميمه ، نقاب صفات . و بالجمله صفات حق از نظر متكلمان بر چند دسته‌اند : الف - صفات حقيقيهء كماليه مانند وجود ، قدرت و علم كه زائد بر ذات او نبوده و عين ذات‌اند . ب - صفات اضافيه محضه مانند مبدئيت و مبدعيت و خالقيت كه زائد بر ذات و متأخر از ذات‌اند . ج - صفات سليه محضه مانند قدوسيت ، فرديت و ازليت كه بازگشت آنها بسلب اتصاف است . و بطور كلى موصوف يا داراى ذات مستقر بالفعل است يا نه و بنا بر شق اول يا صفتى كه ملحق به آن مىشود خارج از آنست و الحاق آن از باب الحاق عارض لازم و يا مفارق است و يا جزئى از قوام آنست . ( تهافت التهافت ص 520 ) و بنا بر شق دوم كه موصوف را ذات مستقر بالفعل نباشد يا صفتى كه ملحق بدان مىشود مقوم موصوف است و يا مقوم موصوف نيست بلكه بعد از تقرر موصوف ملحق بدان شود مثال اول عروض بياض بر جسم و ضحك بر انسان مثال دوم وجود نفس براى حيوان مثال سوم وجود صور طبيعيه براى جسم مطلق و چهارم وجود صورت براى هيولى و پنجم تحيز براى هيولى . و بالجمله صفات يا ايجابى ثبوتى هستند كه صفات كمال و جمال‌اند و يا صفات سلبى قدوسىاند كه صفات جلال‌اند . صفات سلبى كلا بازگشت مىكند بسلب امكان و صفات ثبوتى بر دو قسم‌اند يكى صفات ثبوتيهء حقيقيه مانند علم ،