سيد جعفر سجادى

1097

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

يا نه اقوالى است . 1 - آنكه نهى بطور مطلق دلالت بر فساد كند . 2 - آنكه بطور مطلق دلالت بر فساد نكند 3 - آنكه نهى اگر وارد بر عبادات باشد دلالت بر فساد كند و اگر وارد بر معاملات باشد دلالت بر فساد نكند . 4 - آنكه شرعا هم در عبادات و هم در معاملات دلالت بر فساد كند و لكن لغة دلالت بر فساد نكند . 5 - آنكه نهى در عبادات شرعا دلالت بر فساد كند نه لغة و قول تحقيق اين است كه نهى در عبادات دال بر فساد آن عبادات منهيه است نه در معاملات زيرا منهى عنه نتواند مأمور به باشد و عبادات توقيفى است و معنى صحت آنها موافق بودن آنها است با مفاد اوامر و موقعى كه امر نباشد امتثالى نخواهد بود بنا بر اين نماز در خانه مغصوب باطل و فاسد است چون منهى عنه است و لكن در معاملات حرمت مفاد از نهى مانع از ترتب اثر بر معامله نمىباشد زيرا نهى در معاملات در حكم نفى اثر از معامله نمىباشد لكن در عبادات در حكم نفى اثر مرادف با بطلان است . توضيح آنكه معاملات از مخترعات شرعيه نمىباشند بلكه از امور جاريه و ساريه بوده‌اند كه شارع آنها را امضاء و تأييد كرده است در اين صورت اگر گفته شود معنى نهى شارع از بعضى معاملات منوط به بيان حالى است كه از نظر شارع ناپسند است و وارد بر نفى اثر نيست قهرا گويند موجب فساد و بطلان معامله نمىباشد و اگر نهى به اين معنى باشد كه اين گونه معاملات را شارع قبول ندارد و آثارى بر آنها مترتب نمىداند مسلما موجب بطلان و فساد شود و بالجمله قول محقق اين است كه حرمت معامله منافات با ترتيب اثر بر آن ندارد و ممكن است گفته شود كه نهى در معاملات تنها مثوبت‌هاى عبادى آنها كه در اينجا كه مفروض است از بين ميبرد يا آنكه گفته شود حصول عقاب منافى با ترتيب اثر نمىباشد پس نهى در معاملات بنفس نهى موجب فساد و بطلان آنها نيست و فساد آنها نياز بدلائل ديگرى دارد از قبيل نص و اجماع و دليل ديگر رجوع شود به ( قوانين ص 160 - 162 ) . صَحراء - ( اصطلاح عرفانى ) مراد از صحرا ، عالم روحانى است كه صحراى روحانى هم گويند . سنائى گويد : باش تا حسن نگارم خيمه بر صحرا زند * شورها بينى كه اندر جنة المأوى زند همه صحراى روحانى پر از مردان حق بين * ز صوت و ذوق داودى همه جانها حرم بين مولوى گويد : حلقه كردند او چو شمعى در ميان * سجده كردنش همه صحرائيان و جهان امكان را نيز گويند : عراقى گويد : عشق شورى در نهاد ما نهاد * جان ما در بوتهء سودا نهاد داستان دلبران آغاز كرد * آرزويى در دل شيدا نهاد رمزى از اسرار باده كشف كرد * راز مستان جمله بر صحرا نهاد