سيد جعفر سجادى
1082
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
را به جانشينى خود برگزيدهاند و از جمله مسألهء غدير خم است كه در آن در ملاء عام و در حضور مسلمانان حضرت على را سر دست بلند كردند و به همه مسلمانان جانشينى او را اعلام كردند . البته شيعه در طول تاريخ فرق مختلفى پيدا كرد مانند زيديه ، اسماعيليه و اثنا عشريه پاره از تذكرهنويسان و كسانى كه كتابها در باب ملل و نحل نوشتهاند اغلب از روى غرض و احيانا عناد مسألهء خلافت را به صورتى ديگر نمودهاند كه قهرا مورد قبول شيعهء اثنا عشريه و ساير فرق شيعه نمىباشد از جمله ابن حزم اندلسى مسألهء تشيع را يك امرى خاص ميداند كه از تضاد بين عرب و عجم و روى اصل تعصب خاصى بوجود آمده است وى گويد بسيارى از فرقهها را مردم فارس ساختهاند و اصل موضوع اين است كه مردم فارس از لحاظ قدرت سلطنت و گسترش و وسعت سرزمين و برترى خاصى كه بر ساير ملل داشتند خود را آزاد و مردم آزاده ميدانستند و ديگران را برده و چون حكومت آنان بدست اعراب واژگون شد و عرب بنزد فارس كوچكترين ملتها بود بر آنها گران آمد و اين وضع را براى خود بلا و مصيبتى دانستند و بالاخره طرفدار اهل بيت رسول شدند و فرقههاى مختلفى بوجود آمد كه همه مبنى بر مخالفت با عرب بود و مسألهء اعتقاد به مهدويت از همين جا ناشى شد كه اينان خواستهاند بعد از حضرت رسول امامت را از خاندان او خارج ندانند وى در اينجا عبد الله بن سباى حميرى را يهودى ميدانند و گويد وى به ظاهر اسلام را قبول كرد لكن در باطن مخالف و معاند بود و وى اساس شورش عليه عثمان را رهبرى كرد و بدين ترتيب اسماعيليه و قرامطه پديد آمدند و سپس مذهب مردك و يا مزدك مؤبد بوجود آمد . رجوع شود به ملل و نحل ابن حزم ج 2 ص 115 - 116 بطورى كه ملاحظه مىشود اين تحليل عالمانه نيست و مورد بسى ايراد است . و ابن خرم نخواسته است خود را با مسائل دقيق تاريخى آشنا نشان دهد و گر نه بدين صورت و بدون تحقيق كامل اين گونه اظهارات را نمىكرد ، علاوه مسائل را بسيار در هم ريخته است مسألهء مزدك و قرمطى ربطى به شيعه ندارد وانگهى ايرانيان خود اسلام را پذيرفتند و حملهء اعراب در پذيرفتن دين اسلام اثر زياد نداشت نهايت چون ملتى اهل تحقيق بودند آنچه واقع بود پذيرفتند و بدنبال حقايق اسلام رفتند . در ملل و نحل شهرستانى آمده است گروهى را گويند كه از طريق نص و وصيت قائل بامامت على بن ابى طالب ( ع ) مىباشند و اعتقاد دارند كه امامت از اولاد او خارج نگرديده است . و گويند امامت امرى نيست كه مربوط به اجماع امت باشد و نيز امرى مهمل نمىباشد كه رسول گرامى دربارهء آن وصيتى نكرده و تفويضى ننموده باشد . . . و ثبوت عصمت ائمه از كبائر و صغائر و تبرى و تولى قولا و فعلا واجب است مگر در حال تقيه . شيعه خود پنج فرقه است : كيسانيه - زيديه - اماميه - و غلاة و اسماعيليه كه بعضى بسوى اعتزال ميل ميكنند و بعضى