سيد جعفر سجادى
1052
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
است و مثل اينست كه معامله در عينى كه واقع شده ، واقع نشده باشد . اما اگر آن را بفروشد و بر مشترى شرط كند كه آن را نفروشد يا برهن ندهد يا به او اجاره دهد و يا به ديگرى اجاره ندهد . امثال اين شروط منافاتى با حقيقت عقد نداشته و فقط منافى با اطلاق عقد است . پس اگر عقدى بطور مطلق واقع شده باشد متعامل بدون هيچ قيد و شرطى نسبت بمورد معامله سلطنت خواهد داشت و اگر عقد مقيد به شرطى باشد سلطنت متعامل مقيد خواهد بود . اما اگر شخص معاملهكننده بر حسب شرط مطلق سلطنت را از متعامل سلب كرده باشد عقد باطل است و فرق است بين مطلق سلطنت و سلطنت مطلقه . شرط سلب سلطنت بنحو اول باطل و بنحو ثانى صحيح است و تميز بين اين دو امر در اكثر شروط واضح و خالى از اشكال است . فقط در بعضى مواقع اشكال پيدا مىشود مثل اينكه شخصى با زنى ازدواج كرده و شرط كرده باشد كه با او هم بستر نشود آيا اين شرط منافى جوهر عقد و حقيقت آن بوده يا منافى با اطلاق عقد است . تشخيص امر در اين قبيل از موارد منوط بلطف قريحه و قوت استنباط و دقت نظر خواهد بود . ( كليات حقوقى 34 ، 35 ) شَرطِ نَتيجَه - ( فقهى ) . يعنى اينكه نتيجهء عقد ، شرط عقد قرار داده شود در اين مورد در كليات حقوقى آمده است : - شرط در صورتى صحيح است كه وقوع آن تابع سبب مخصوصى نباشد . بنا بر اين وقوع نكاح يا طلاق را نمىشود ضمن عقد لازمى مقرر داشت . ( كليات ص 76 ) شَرطِ واقِف - ( فقهى ) شرايطى كه واقف براى مصارف موقوفه مقرر ميدارد كه قهرا متصديان موقوفه بايد مراعات نمايند البته مشروط بر اينكه آن شرايط مشروع باشد در اين باب در كليات حقوقى آمده است : شرط واقف مثل نص شارع است و اين قاعده مأخوذ است از حديث مشهور « الوقوف على ما يوقفها اهلها » پس بايد اقتصار به ترتيبى كه منظور واقف بوده نموده و حتى الامكان از آن تجاوز نكرد . بلى وقتى اقتصار به آن براى وقف يا موقوف عليهم ضرر داشته باشد بقول بعضى فقهاء ، تعدى جايز است . ( كليات ص 33 ) شرطين - ( اصطلاح منطقى ) نوعى از قياس رجوع به قياس شرطى شود . شرطى - ( اصطلاح هيوى و نجومى ) يكى از منازل 28 گانه قمر بود و منزل اول بود و علامت آن دو ستارهايست روشن بر دو شاخ حمل از اوسط قدر سوم و بعد آنها از يكديگر يك ذراع بود و در نزديكى يكى از آنها ستارهء بود باريك و بعضى از عربان آن را داخل دانند و هر سه را اشراط خوانند و صورت آنها بدين نحو بود : ( شرطى بضم شين و فتح راء يعنى علامت و هم بفتح شين و راء ) ( از بيست باب ملا مظفر ) ( شرطين بضم شين و فتح طاء ) شَرطِيَّه - ( اصطلاح منطقى - نحوى ) جملهء شرطيه نزد نحويان جملهايست كه مصدر به ادات شرط باشد مانند ان و لو .