سيد جعفر سجادى
1034
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
( از شرح لمعه ج 1 ص 2112 - 220 ) . شاهِدِ عادِل - ( اصطلاح فقهى ) رجوع به قضا شود . شاهين - ( اصطلاح نجومى ) از نامهاى عقاب است يعنى عقاب را به فارسى شاهين گويند و در جاى خود آمده است كه نير - العقاب را نسر طائر نامند . شايگان - ( اصطلاح ادبى ) رجوع بايطاء شود . شُئُون - ( اصطلاح عرفانى ) شئون صور عالم است در مرتبت تعين اول زيرا عالم را سه موطن است موطن اول كه تعين اول و شئون اول نامند ، موطن دوم كه تعين دوم و اعيان ثابته نامند ، موطن سوم كه تعين در خارج است كه اعيان خارجيه نامند . ( از كشاف و ص 787 ) . و شئون ذاتيه عبارت از نقوش اعيان و حقايق در ذات احديت است كه ظاهر شود در حضرت واحديت و منفعل شود بعلم . ( از كشاف ص 787 ) . جامى گويد : بود جمله شئون حق ز ازل * مندرج در تعين اول . همه با لذات متحد با هم * همه در ضمن يكديگر مدغم همه در ستر جمع متوارى * همه از فرق و حكم او عارى . در ميانشان تعدد و تمييز * خارجا مقتضى و علما نيز بعد از آن در تعين ثانى * شد مفصل شئون پنهانى . شد حقايق ز يكدگر ممتاز * امتيازى درون پردهء راز امتيازى ز روى علم فقط * ز امتيازات خارجى منحط در پى آن حقايق مذكور * آمد از موطن بطون بظهور عكس باطن نمود در ظاهر * گشت امكان ، وجوب را ساتر واجب از عكس صورت باطن * منصبغ سد بصبغ هر ممكن شَب - شب عالم غيب را گويند و بر عالم جبروت نيز اطلاق كنند : ما شب روان كه در شب خلوت سفر كنيم * در تاج خسروان به حقارت نظر كنيم ديديم نهان گيتى و اصل جهان * از علت و عار بر گذشتيم آسان . و اعيان ثابته باعتبار ظلمت عدميت است . مراد از شب باز انوار را گويند كه سواد اعظم است . و مراد از شب بشريت ، نيز مرتبت اعيان ثابته است . انصارى گويد : هنوز شب بشريت را وجود نبود ، كه آفتاب نبوت او در سماء سمو خود استوار داشت . كه فرمود « كنت نبيا و آدم بين الماء و الطين » اى مهمتر ، جمال بنماى ، تا همهء وجود آفتاب شود ، يا سيد ، صدف رحمت بگشاى تا اين مفلسان كنار پر از جواهر كنند . آن روى چرا به بتپرستان نبرى