سيد جعفر سجادى

1001

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

2 - آنان كه هم در دنيا و هم در عقبى شقى بودند . 3 - آنان كه در دنيا بدبخت‌اند و در آخر سعيد . 4 - آنان كه در دنيا سعيداند و در آخرت شقى . ( رجوع شود برساله نهم از رسائل اخوان ص 257 ) سَعدِ بالِع - ( اصطلاح نجومى ) منزل 23 از منازل قمر است كه سعد بلع هم گويند . ( رجوع شود به صور كواكب ) و بروج سَعدُ البَهائم - ( اصطلاح نجومى ) و آن را سعد البهام نيز نامند دو كوكبى بودند واقع در صورت فرس . سَعدُ الذَّابِح - ( اصطلاح نجومى و هيوى ) از ستارگان صورت جدى است و آن ستاره اول و ثالثى بود كه واقع بر دو شاخ جدى است . بدين جهت گويند سعد ذابح كه بنزديك آن ستاره‌ايست كه تازيان گويند گوسفندى است كه سعد او را همىكشد . و سعد دو ستاره بود غير روشن كه بر پهنا نهاده شده‌اند . سَعدِ ناثِرَه - ( اصطلاح هيوى و نجومى ) و آن دو ستارهء بود واقع بر دنب جدى . سَعدِ هايِم - ( اصطلاح نجومى ) مجموعهء سعود و ستارگان سعد بنزد عرب ده ستاره است و يا ده علامت بود چهار از صورت فرس اعظم است اول كه سعدهايم گويند كه بر سر آن بود و دوم سعد همام كه بر گردن آن بود سوم سعد بارع كه بر سينهء او است چهارم سعد مطر كه بر دست اوست و چهار سعد ديگر از منازل قمرند كه ذكر شده است و در تحت عنوان اخبيه و سعد ديگر سعد ناثره است كه بر دنبال جدى است و ديگر سعد الملك است كه بر دوش است ساكب الماء است . ( از بيست باب ملا مظفر ) رجوع شود به طبايع ستارگان سَعدِ بُزُرگ سَعدِ كوچَك رجوع شود بطبايع ستارگان . سَعدَين - ( اصطلاح نجومى ) و منظور سياره مشترى و زهره است . چنان كه زحل و مريخ را نحسان گويند . سُعُود - ( نجومى ) و بيست و چهارمين منزل از منازل قمر است و علامت آن دو ستاره است از جنوب تا شمال فاصلهء بين آن دو يك ذراع است آنكه در شمال است بر منكب چپ ساكب الماء است و آن ديگر در زير بغل او و سعد السعود نيز گويند . از بيست باب ملا مظفر سِعَه - ( هيئت ) بعد جرم سماوى را از افق گويند خواه به طرف شرق باشد يا غرب . سِعَةُ القَلب - ( اصطلاح عرفانى ) سعة القلب عبارت از تحقق انسان كامل است به حقيقت برزخيهء جامعه ، امكان و وجوب را ، زيرا قلب انسان كامل عبارت از همين برزخ است . ( اصطلاحات شاه نعمت إله ص 37 ) آن برزخ جامع دل انسان كاملست * او را مطلب ازو كه او حاصل است ؟