سيد جعفر سجادى

991

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

از فيض مقدس است ، سحاب كرم : فيض الهى است . و بر ذوق جوانمردان طريقت : سحاب ، سحاب عطف است و باران ، باران بر ، كه به لطف خود بر اسرار دوستان مىبارد ، از تربت وفاء ريحان صفا بر دميده آفتاب لطف ازلى بر آن تافته ، در روضهء قدس گل انس بشكفد ، از افق تجلى باد شادى وزيده ، رهى را از دست آب و خاك بربوده ، تأخير و درنگ از پاى لطف برخاسته . نسيم ازليت از جانب قربت دميده . پير طريقت گفت : الهى تو آنى كه نور تجلى بر دلهاى دوستان تابان كردى ، چشمه‌هاى مهر در سرها ايشان روان كردى ، و آن دلها را آئينه خود و محل صفا كردى ، تو در آن پيدا و پيدايى خود در آن دو گيتى ناپيدا كردى . سَحابى - ( نجوم ) پنج ستاره‌اند مانند كهكشان چون پارهء ابرى سِحر - ( بكسر سين و سكون حاء اصطلاح كلامى ) سحر عبارت از فعلى است كه سبب آن پنهان باشد و موهم انقلاب و قلب شىء باشد و صرف چيزى باشد از راه و طريق خود و اخراج باطل در صورت حق باشد و كلام يا نوشته‌اى است كه بسبب آن ضررى در بدن و يا عقل غير وارد آيد ( از كشاف ج 1 ص 236 - 716 ) و اين اعمال بوسيله استخدام شياطين و جن باشد و آن بدست فاسق انجام شود و عمل آن حرام است . در رسائل اخوان الصفا است كه سحر در لغت عبارت از بيان و كشف از حقيقت شىء و اظهار آنست با سرعت عمل و از جمله خبردادن از آينده است و استدلال بعلم نجوم و موجبات احكام فلك است و همين طور است كهانت و زجر و فال و غيره و از جمله خرق عادات است و از جمله تصرف در خيالات و حكايات و تمثيلات است . فرق ميان معجزه و سحر و كرامت آنكه سحر از نفوس شريره ظاهر مىشود و كرامت از نفوس كريمه ديگر آنكه سحر و فن آن را بايد آموخت و كرامت از مواهب است نه مكاسب و فرقهاى ديگر . ( از دستور ج 2 ص 65 - اخوان ج 4 ص 321 ، 247 ) بعضى گويند عبارت بود از قلب ماهيات و طبايع و اين گونه رموز از مردم صالح انجام شود بر سبيل كرامت سُحق - ( بضم سين اصطلاح فقهى ) ماليدن فرج زنان باشد بفرج زن ديگر و حد آن صد تازيانه است و در صورت تكرار سه مرتبه ، حكم آن قتل است ( از شرح لمعه ج 1 ص 220 - ج 2 ص 295 ) . در عرفان سحق يعنى از ميان رفتن و در اصطلاح بىخودى بنده است در جنب قهاريت حق . سَخَط - ( اصطلاح عرفانى ) اعراض و رو گردانيدن از حق را گويند . ( طبقات ص 193 ) سَخا - ( اصطلاح اخلاقى و اجتماعى ) و آن بود كه انفاق اموال و ديگر مقتضيات بر او سهل بود تا چنان كه بايد و چندان كه شايد بمصب استحقاق رساند و سخا نوعى است در تحت او انواع بسيار است . ( اخلاق ناصرى ص 78 )