سيد جعفر سجادى

985

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

ميدان جنگ و تنها در اسلام تيراندازى و مسابقه اسب دوانى مشروعيت دارد . طرفين مسابقه بايد كامل ، عاقل و غير محجور باشند و وسيله مسابقه ، اسب ، قاطر ، الاغ ، شتر و فيل است و در تيراندازى شمشير بازى نيز داخل مىشود در سبق و رمايه قرار داد ، عقد ، تعيين مبلغ ، مدت ، و مسافت در اسب دوانى و تعيين هدف در تيراندازى و دفعاتى كه تير بايد به هدف خورد همه بايد معلوم شود و بعد شروع به عمل نمايند . رجوع شود به ( شرح لمعه ج 2 ص 22 ) « و هو عقد شرع لفائدة التمرن على مباشرة النضال و الاستعداد لممارسة القتال و انما ينعقد السبق من الكاملين بالبلوغ و العقل الخاليين من الحجر على الخيل و البغال و الحمير و الابل و الفيلة و على السيف و السهم ، و الحراب لا بالمصارعة و السفن و الطيور و العدو و لا بد من ايجاب فيها و القبول و تعيين العوض . . . يشترط تقدير المسافة ابتداء و غاية و تقدير الخصر و هو العوض و تعيين ما يسابق عليه بالمشاهدة و احتمال السبق بالمعنيين فلو علم قصور احدهما بطل . . . و السابق هو الذى يتقدم على الآخر بالعنق و يشترط فى عدد الاصابة . . » ( از شرح لمعه ج 2 ص 23 - 26 ) سَبُو - ( اصطلاح عرفانى ) سبو ظرف شراب است و منبع فيضان نور حقيقت را گويند . خاقانى گويد : حديث توبه رها كن سبوى باده بيار * سرم كدو چكنى يك كدوى باده بيار و كنايت از جام مى وحدت است كه از منبع فيض مطلق هر كسى را سهمى داده‌اند . عراقى گويد : شد سبو ظرف آب در تحقيق * عجب اينست كاف و عين سبوست سبيل - ( اصطلاح كلامى ، فقهى ) راه و سبيل الله جهاد ، حج و طلب علم است و ابن سبيل واماندهء در راه را گويند كه يكى از مستحقان زكات باشد بعضى گويند مراد كسانىاند كه در طى مسافت رفت و آمد براى جنگ وامانده و بىخرجى شده باشند . ( از كشاف ج 1 ص 761 ) سَبيلِ صِدِّيقين - ( اصطلاح فلسفى ) مراد از سبيل صديقين همان برهان صديقين است كه از وجود اثبات وجود خدا كنند و از صفات بذات و از افعال به صفات ميرسند . صدرا گويد : اين طريقه و قاعده با طريقهء اشراقيان كه مبنى بر قاعدهء نور است بر يك مأخذ است . افلاطون نيز از نظام وجود اثبات وجود ذات مطلق كرده است . ( از اسفار ج 3 ص 3 ) و رجوع شود به برهان صديقين . سَتائِر - ( اصطلاح عرفانى ) ستائر عبارت از صور اكوان است زيرا كه صور اكوان مظاهر اسماء الهيه‌اند . ( اصطلاحات خطى ) ستارگان ايستاده - ( ثوابت ) ( اصطلاح نجومى ) ابو ريحان بيرونى گويد : ستارگان ايستاده آنند كه بر همه آسمانها پراكنده و دورى ايشان هميشه