سيد جعفر سجادى

41

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

مضارع آن مانند ماضى آن مفتوح العين باشد مانند « منع يمنع » 2 - آنكه مضارع آن بر خلاف ماضى مكسور العين باشد مانند « ضرب يضرب » 3 - آنكه مضارع آن بر خلاف ماضى مضموم العين باشد مانند « نصر ينصر » . مضارع فعلهاى ماضى مكسور العين دو صورت دارد 1 - آنكه عين الفعل آن مانند ماضى مكسور العين باشد مانند « حسب يحسب » 2 - آنكه مضارع آن بر خلاف ماضى مفتوح العين باشد مانند « علم يعلم » مضارع فعلهاى ماضى مضموم العين تنها مضموم العين‌اند مانند « شرف يشرف » . و با فعل ماضى مجرد رباعى يك نوع مضارع به كار برده مىشود و اصولا فعل رباعى مجرد را يك بنا و يك باب است مانند « دحرج يدحرج » اين است هفت باب ثلاثى و رباعى مجرد ( از شرح تصريف ص 71 - 73 ) . أَبواب ثُلاثِىّ و رُباعِىّ و مَزيدْ - ( اصطلاح ادبى ) افعال ثلاثى مزيد فيه بر سه قسم‌اند 1 - آنكه يك حرف بحروف اصلى آنها اضافه شده باشد 2 - آنكه دو حرف افزوده شده باشد 3 - آنكه سه حرف زياد شده باشد . معمولا حروفى كه در كلمات ( فعل و اسم ) عربى زيادت واقع ميشوند و آنها را حروف زوائد گويند حروف « سألتمونيها » مىباشد : الف - افعال ثلاثى مزيد كه يك حرف در آنها از حروف زياده باشد يعنى افعالى كه ماضى آنها چهار حرف است سه باب‌اند 1 - باب افعال بزيادت همزه در اول مانند « اكرم يكرم اكرام » همزه باب افعال اغلب براى متعدى كردن است كه فعل لازم را اگر بباب افعال برند متعدى شود . و گاه براى صيرورة فعل باشد بمصدر خود مانند « اصبحنا اى دخلنا فى الصبح » و مانند « اغد البعير اى صار ذا غدة » و گاه براى وجود چيزى بر صفتى باشد مانند « احمدته . اى وجدته محمودا » و گاه براى سلب است مانند « عجمت الكتاب اى ازلت عجمته » و گاه براى زيادت در معنى باشد مانند « شغلته و اشغلته » . ب - باب تفعيل كه با تكرير عين - الفعل باشد مانند « فرح يفرح تفريحا » اين باب اغلب براى تكثير است در فعل مانند طوفت و جولت و گاه براى تكثير در فاعل مانند « موتت الآبال » و گاه براى تكثير مفعول است مانند « غلقت الابواب » و گاه براى نسبت مفعول است باصل فعل مانند « فسقته . اى نسبته الى الفسق » و گاه براى تعديه فعل است مانند « فرحته » و گاه براى سلب است مانند « جلدت البعير . اى ازلت جلده » . 3 - باب مفاعله كه با زياد شدن الف بعد از فاء الفعل درست مىشود مانند « قاتل يقاتل مقاتلة » اصل اين باب براى بين اثنين است مانند « ضارب زيد عمروا » و گاه براى تكثير است چنان كه فعل ( باب تفعيل ) مانند « ضاعفته » و گاه بمعنى افعل ( باب افعال ) است مانند « عافاك اللّه بمعنى اعفاك اللّه » و گاه بمعنى فعل ( ثلاثى مجرد )