سيد جعفر سجادى
25
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
« وعد » كه امر آن مىشود « ا » و بدين معنى حمل شده است اين بيت : « إنّ هندا المليحة الحسناء * و اى من أضمرت لخل وفاء » 10 - علامت تأنيث در مقصور و ممدود مانند « موسى ، عيسى ، صحراء - طوبى » . 11 - ضمير تثنيه مانند « زيدان - رجلان » . 12 - فاصل بين نون جمع مؤنث و تأكيد مانند « يضربنان » . 13 - الف متصل به مناداى مستغاث مانند « وا اماه » . 14 - همزه قطع و همزه وصل كه در درج كلام ساقط مىشود مانند « اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ » و آن همزه فعل امر و همزههاى اوائل افعال مزيد فيه مىباشد مانند « استخرج - اكتسب و . . . » يادآورى لازم آنكه آنچه در مورد « ا » گفته شد اعم است از همزه كه قابل تحرك است يا الف كه قابل تحرك نيست و ديگر آنكه حرف ندا هم « ا » مىباشد و هم « آ » بمد . نهايت آ براى نداء بعيد است نزد غير سيبويه . ( رجوع شود به معنى حرف الف و سيوطى ص 209 ) . ائِمةُ الْاسماء - اسماء و صفات اصليه ذات حق را ائمهء سبعه نامند كه اسماء و صفات ديگر مترتب و متفرع بر آنها است و عبارتند از حيات ، علم ، قدرت ، اراده ، سمع ، بصر ، و كلام است ( رسائل صدرا ص 194 ) . در مصباح الانس ائمه اربعه را آرد و گويد : ائمه اربعه كه امهات اسماء الوهيتاند عبارتند از : حيات ، اراده و - قدرت ( مصباح الانس ص 235 ) . أئِمهء سَبْعَه - اسماء و صفات اصليهء مبدأ المبادى و ذات حق تعالى را ائمه سبعه مينامند كه اسماء و صفات ديگر مترتب بر آنها است و آنها عبارتند از : حيات ، علم ، قدرت ، ارادت ، سمع ، بصر و كلام . « و لكل صفة من صفاته الاصلية التى هى الائمة السبعة فى عرف اهل اللّه فروع و معاليل و شعب » و به اين بيان معلوم مىشود كه اين اصطلاح عرفانى است . ( رسائل ص 194 ) در مصباح الانس ائمه اربعه گويد ، كه حيات ، علم ، اراده و قدرت است . ( مصباح ص 230 ) أَب - ( اصطلاح ذوقى ) كلمهء اب ، ابو ، ابى در كلمات شيخ اشراق به كار رفته است و رمزى است از ذات حق و گاه عقل اول و گاه عقل دهم . از تلويحات ص 108 إباحَة - ( اين اصطلاح فقهى است ) و در لغت اظهار ، اعلان و اذن است و بمعنى مباح گردانيدن است و در اصطلاح حكمى است كه عارى از طلب باشد و تخيير بين فعل و ترك باشد كه مكلف تواند انجام دهد يا انجام ندهد و فرق آن با تخيير آنكه در تخيير يكى از دو طرف فعل واجب باشد و در اباحه هيچ يك واجب نباشد ديگر آنكه در اباحه جمع ممكن است بر خلاف تخيير و بالجمله اباحه مقابل حظر است . ( از دستور ج 1 ص 16 - كشاف ج 1 ص 126 - خزائن ص 13 ) .