سيد جعفر سجادى

14

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

شده است كه عارفان و اهل ذوق توانسته‌اند بدان رنگ ذوقى بدهند مخصوصا اينكه درهمان سوره‌هاى اوليه قرآن از نخستين انسان بعنوان خليفه ياد شده است . كه فرمود إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً . و بدين ترتيب خداوند مقام خلافت خود را به انسان واگذار مىكند فرشته‌گان ناراحت ميشوند و ميگويند : أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ . مولانا به زبان حال آنان گويد : كز چه مقصود است نقشى ساختن * كاندران تخم فساد انداختن مايهء ظلم و فساد افروختن مسجد و سجده‌كنان را سوختن تا آن هنگام كه حقيقت انسان را براى فرشته‌گان نمودار كرد كه فرمود : عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ، قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا در اين مقام است كه از ناحيهء پروردگار ندا آمد : أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ حافظ گويد : آسمان بار امانت نتوانست كشيد * قرعهء فال بنام من ديوانه زدند و اين همان بار امانتى است كه فرشتگان از آن سرباززدند . در روايات نيز از انسان كامل به عنوان نمونه خدا و بعبارت ديگر خليفهء حق ياد شده است . چنان كه فرمودند : فخلق اللّه تعالى آدم على صورته ، يا ان اللّه تعالى خلق آدم على صورته . آدم جبروتى - ( اصطلاح عرفانى ) . منظور عقل است كه اول ما خلق اللّه است در مقابل آدم ملكوتى و آدم خاكى . رجوع شود به انسان كامل ص 161 آدَمِ مَوجُودات - ( اصطلاح عرفانى ) . و عبارت ديگرى است از اصطلاح آدم جبروتى - منظور عقل اول است چون اول ما خلق است و سر سلسلهء موجودات است و شايد بدين جهت باشد كه در حديث آمده است كه خداوند آدم را به صورت خود آفريد زيرا عقل اول واسطهء در فيض تمام عقول و نفوس است و نخستين است چنان كه آدم ابو البشر نسبت بآدميان . ( از انسان كامل ص 72 ) آدم مَلَكِىّ - ( اصطلاح عرفانى ) . چون در سلسلهء آفرينش اجرام و اجسام نخستين موجود جسمى فلك اول است از اين رو بدان اطلاق آدم ملكى ( بضم ميم ) كرده‌اند . از انسان كامل ص 162 آذُرْ - ( اصطلاح گاه‌شمارى است ) . آذر نام فرشتهء بود موكل آفتاب كه امور و مصالح روز آذر و ماه آذر با او بود . رجوع به ماه و سال شود . آذرجَشْن - ( اصطلاح گاه‌شمارى ) روز نهم آذر بود كه نام آن با نام ماه يكى افتاده است و عيد زمستانى است كه نياز به آتش بود . پارهء از كتب اين كلمه را آذرخش ضبط كرده‌اند . رجوع شود به آثار الباقيه آز - ( اصطلاح اخلاقى است ) يكى از صفات رذيله است ( تفسير حدايق الحقائق ص 752 ) . آزاد - آزاد و آزادگى مقام محويت عاشق از ذات و صفات خود در ذات و صفات معشوق است و مقام حيرت را نيز