سيد جعفر سجادى
مقدمه 25
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
و محذوف الكبرى باشد و از جهاتى بر آن فوائدى مرتب است اين قياس يعنى ضمير در باب خطابه مانند برهانست در علوم و نوع استدلال ظنى است . تمثيل حكم جزئى است از راه تشابه با جزئى ديگر از لحاظ ملاك حكم و قدر جامع و مشابهت وى و اقسام بلاغت را از معانى ، بيان ، بديع مورد توجه قرار داده است و شرايط خطابت را از لحاظ رعايت ايجاز و اختصار مورد بحث قرار داده است ، استعاره و تشبيه را موجب تأكيد موضوع مورد نظر ميداند و گويد : يك حالت اعجاب و شگفتى ايجاد مىكند كه شنونده را تحت تأثير قرار ميدهد . استعاره بنا بر رأى وى بيشتر در شعر استعمال مىشود تا در نثر و بايد مورد و محل به كار بردن آن را شاعران و نثرنويسان به خوبى بشناسند . علوم منطقى اين امر اتفاقى است كه فن منطق براى نخستين بار در يونان باستان بوسيله فيلسوف بزرگ يونان ارسطو كه در اثر احاطه علمى وى را معلم ناميدهاند تدوين و تبويب گرديد . گر چه پيش از وى دانشمندان و فلاسفه هر يك در سبك كار و استدلال و بيان مسائل عقلى و فكرى روشى داشتهاند و اصولى را به كار مىبردهاند و از ترتيب قياسات بهرهمند شدهاند لكن مدون اين فن ارسطو است . و بنا بر نقل ابن سينا در آخر كتاب شفا ضوابط و قواعد كلى منطق از دانشمندان قبل از ارسطو بوده است . ( رجوع شود به منطقيات شفا چاپ مصر و شرح منظومه سبزوارى ص 5 ) و مجموعه كتب منطقى ارسطو را در قديم ارگارنون ناميدهاند و لكن بطورى كه از منابع تاريخى بدست مىآيد خود ارسطو « انالوطيقا » ناميده است . رواقيان براى منطق دو قسمت قائل بودند جدل و خطابه و بدين جهت منطق را عدهء بنام جدل خواندند ( در عصر رواقيان اين نام گذارده شد ) . علم منطق را متكلمان اسلامى « كتاب النظر » و « كتاب الجدل » و « كتاب المدارك العقول » هم ناميدهاند . بعدها بنام « رئيس العلوم » و « آلة العلوم » و « ميزان العلوم » و « علم الميزان » هم ناميدهاند و كتابهائى كه بعدها نوشته شده است بنامهاى ديگرى خوانده شده است مانند « معيار العلم » و « قسطاس المستقيم » . در هر حال پس از اين يعنى در دوران بعد از ارسطو فرفوريوس صورى كتاب ايساغوجى يعنى مدخل بر منطق را تأليف و جزء ابواب منطق قرار داد و بدين ترتيب منطق داراى ده باب شد . ( رجوع شود به درة التاج قطب الدين ص 76 ، 78 ) . افكار علمى ارسطو را پس از وى عده مورد شرح و تفسير قرار دادند و اين