سيد جعفر سجادى
مقدمه 14
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
بانى و مؤسس مسائل اصولى و فقهى و يا كلامى نمىباشند بلكه وجود علم كلام و صورتهاى مختلف اظهار كردند . نه شافعى ، نه حنفى ، نه حنبلى و نه مالكى ، هيچ كدام از لوازم جبرى مذهب است پس به اين حساب ، و اصل بن عطا ، حسن بصرى و ابو الحسن اشعرى هيچ كدام پايهگذار اين مسأله نيستند نهايت مظهر كامل آن در برههء از زمان شخصى و اشخاص قرار مىگيرد . جدال و نزاع در باب مسائل دينى ، تفسير و تأويل آيات در دربارهاى خلفاى بنى اميه و بنى عباس و ما بين مسلمين امرى اجتناب ناپذير بود ، بويژه اينكه خلفاى بنى اميه نخستين كسانى بودند كه از روى عمد و قصد بناى اسلام را واژگون كردند . باشد كه اعمال وحشيانه و غير انسانى خود را موجه جلوه دهند . مسأله حكميت در جنگ صفين يكى از اصول مسائل كلامى است پس از اختلاف در خلافت و جانشينى بلا فصل پيامبر ، نهايت تاريخ مدون آن از عصر عباسى شروع مىشود . توجه به فلسفه اشارت رفت كه مكتب معتزلى دگرگونيهائى در عالم اسلام بوجود آورد و هم منافع و هم زيانهاى بسيارى براى جهان اسلام و جهان انسانيت ببار آورد . از جمله اثرات كار معتزليان اين بود كه خلفاى اسلامى به نقل علوم يونانى به زبان عربى توجه كردند و شايد هم همان طورى كه عدهاى از محققان گفتهاند . حس خودخواهى و برترىجوئى باشد در هر حال اين مسأله از لحاظ اجتماعى بايد بررسى شود كه علت گرايش بعضى از خلفاء به نقل فلسفه و گرم كردن بازار علوم عقلى يونانى چه بود است زيرا مىدانيم كه بحث در مسائل اعتقادى نزد اهل حديث بدعت و حرام بود ، و ممكن است تنها علت آن همين باشد كه خلفاى اسلام ناچار بودند جهت رد بر شبهات معاندين ، علماء دربارى را به سلاح علوم عقلى مسلح گردانند و بهر حال دانشمندان اسلام با همت و توجه خلفاء ، اقدام به نقل علوم يونانى به زبان عربى كردند . بسيارى از دانايان دينى بفراگرفتن شعب مختلف علوم عقلى پرداختند و به اين ترتيب متفكرانى در جهان اسلام بوجود آمدند و بطور آگاه يا ناخودآگاه و يا ضرورت و اجبار زمان ، فلسفه را با مذهب درآميختند و از كلمات بزرگان دين و آيات قرآن و روايات در مباحثات و مسائل مختلف علوم استفاده كردند و دستهء بوجود آمدند كه بناى فلسفه خود را بر اختلاطى از آيات و اخبار و كلمات بزرگان گذاردند . نمونه اين كسان فرقه اسماعيليهاند . ( رجوع شود به تاريخ ادبيات دكتر صفا و تاريخ علوم عقلى دكتر صفا . )