أبو علي سينا ( مترجم : عليرضا مسعودى )
32
قانون در طب ( فارسى )
تشريح و ريشه اختلافات آن از آنجا كه تشريح ، بيشترين مطلب را در فن اول قانون به خود اختصاص داده ، لازم مى باشد درباره تشريح اعضاى بدن در گذشته و تفاوت آن با تشريح جديد و ريشه بروز اختلافات در آن توضيح دهيم . با بيان اين مقدمه ، ابتدا بايد به اين نكته توجه نمود كه تشريح ، علمى است كه بر اساس تجربه و مشاهده بدست مى آيد ، لذا هرگونه تغيير و تحول در آن امرى طبيعى است كه طبيبان بزرگى چون جالينوس و ابن سينا نيز به مشاهدات شخصى و عينى توصيه نموده اند كه مستلزم قول به تغييرپذيرى در آن مى باشد يعنى چيزى قطعى در آن نيست و حقيقت آن را مشاهدات كالبدشكافان تعيين مىكند ، بر همين مبنا آملى شارح قانون نيز كه به شرح مبحث تشريح پرداخته در پاره اى از مباحث مى گويد : به رأى پزشكان كالبدشكاف بايد اعتماد نمود ، يعنى آنچه كه كالبد شكافان ، مستند بر مشاهدات عينى خود بيان مى كنند ، مورد پذيرش مى باشد مثلًا درباره وجود استخوانهاى كنجدى ( سزاموئيد ) مى گويد : « قرشى وجود اين گونه استخوان ها را در مفاصل انگشتان انكار نموده است . و البته بايد به ديدگاه كالبد شكافان در اين زمينه اعتماد نمود » . بنابراين با فرض بطلان پاره اى از نظرات گذشتگان در زمينه تشريح ، باز از ارزش كار ايشان در تماميت طب طبيعى ، كاسته نمى شود و اعتبار آن مورد سوال قرار نمى گيرد . اينك به چند مورد از اختلافات ظاهرى در تشريح گذشته و حال اشاره مى كنيم . تشريح قلب و گردش خون كوچك ( ريوى ) شايد پاره اى از اختلاف نظرها در تشريح ، به درستى كالبد شكافى نشده باشد . اين كه دانشمندان تشريح در گذشته به دقت ، طبقات چشم را با تمام ظرافت و قطر ميليمترى آن تشريح نموده اند ولى از ارتباط بين قلب و ريه ناتوان بوده اند ، مىتواند عجيب باشد با اين كه گذشتگان نيز از تشريح به روشهاى مختلف غافل نبوده اند .