أبو علي سينا
182
قراضه طبيعيات ( فارسى )
بكاواكى كه آنجا آفريده آمدست آن هوا هم چنان موج پذيرد ، و موج وى عصب شنوا را بياگاهاند . » ص 87 س 6 - « قرع » ، كوب ( رش : مصنفات افضل الدين كاشانى ص 416 و 420 و بعد ) و كوفتن ( ايضا ص 35 س 15 ) . ص 88 س 2 - « كرى » ، بمعنى كروى ، منسوب بكره ؟ يا گوئى ؟ منسوب به گوى ، جسم گلولهاى ميان تهى از نوعى شيشه . بهر حال قراءت اين كلمه براى من مشكوك فيه است . ص 88 س 5 - 6 - « سنگى اندر آب اندازى » ، براى نظير اين تشبيه ، رش : حكيم ناصر ، جامع الحكمتين ص 133 س 12 - 14 . ص 90 س 5 - « رود » ، رودهء گوسفند و غيره باشد . . . و تارى كه بر روى سازها كشند . . . ( برهان قاطع ) . ص 91 س 3 - « اوانيها » ، چنان كه در ذيل صفحهء 91 يادآورشدهايم جمع بستن جمعهاى عربى با علامت جمع فارسى در اين زبان نظاير بسيار دارد مانند : اعضاها ، بروجها ، امثالها ، عجايبها ، اسنادها ، منازلها ، مكارمها ، الحانها ، املاكها ، افعالها ، مصافها ، طرايفها ، تماثيلها ، شرائطها ، اطرافها ، اقطارها ، اجزاها ، ارباعها ، بروجها ، ملوكان ، حوران ، مواليان ، كواكبان . ص 92 س 4 - « كمتر » ، چنين است واضحا در همگى نسخهها و صواب ظاهرا « مهتر » باشد . مؤلّف خود در همين صفحه ( س 1 - 3 ) گويد : « پس برودت اجزاى آب را اندر حال جمود متفرق گرداند تا بدان سبب جرم آب متخلخل و حجم او « مهتر » شود چنانك اندر كوزه نگنجد تا كوزه بدان سبب بشكافد . » بيان مؤلّف دربارهء انبساط اجزاى آب و