أبو علي سينا

مقدمهء مصحح 26

قراضه طبيعيات ( فارسى )

كرد ، چنان كه درگاه وى محطّ رجال دانشمندان و محلّ اجتماع رجال علم و ادب و شعراى بزرگ بود . مؤلفان در فنون مختلف بنام وى كتب و رسائل مىساختند « 1 » ، و علماء در كتابخانهء غزنه كه بر اثر غارت كتابخانه‌هاى ديگر « 2 » مجمع نفايس علمى و ادبى بىنظير شده بود ، و در مؤسسات علمى ديگر آن شهر ، بمطالعات و كارهاى علمى مىپرداختند و اين وضع و حال در عصر مسعود ( 421 - 432 هجرى ) همچنان دوام يافت « 3 » . بعضى از وزيران و امراى غزنوى « 4 » نيز به زبان فارسى و انتشار و وسعت آن توجه و علاقهء وافر داشتند -

--> ( 1 ) - لابد قسمتى از اين كتابها به زبان فارسى بوده ( رش : عوفى ، لباب الالباب ج 1 ص 24 ) خاصه كه امير يمين الدوله چنان كه ابو ريحان بيرونى گفته نسبت بعربيت بغضى داشته است ، رش : ابو ريحان ، مقدمهء كتاب الصيدنه ( طبع ماكس ميرهوف برلين ص 1932 ) ص 13 . ( 2 ) - ابن اثير ، كامل ج 9 ص 262 . ( 3 ) - در تاريخ ابو الفضل بيهقى ( ص 390 ) دربارهء امير مسعود آمده است : « و اين سلطان ما امروز نادرهء روزگار است خاصه در نبشتن و نامه فرمودن و مخاطبه نهادن . » . در شعر دوستى وصلت‌هاى شگرف دادن او ، رش : ايضا ص 529 ؛ دربارهء خزانة الحكمهء سلطان مسعود ، رش : مقدمهء قانون مسعودى ( نسخهء خطى ) . ( 4 ) - مانند ابو الفتح على بن محمد بستى وزير سبكتكين كه ديوان رسائل و فتح نامه‌هاى كلى از انشاى او بود و دو ديوان داشت يكى به فارسى و ديگر به عربى ( رش : جرفاذقانى ، ترجمهء يمينى ص 29 - 33 ؛ عوفى ، لباب الالباب ج 1 ص 64 - 65 ؛ سيف الدين عقيلى ، آثار الوزراء ، نسخهء خطى ؛ لغت‌نامهء دهخدا ، ذيل ابو الفتح بستى ) ، و ابو العباس فضل بن احمد اسفراينى ( متوفى بسال 404 هجرى ) وزير اول سلطان محمود كه فردوسى را نوازشها كرده و آن شاعر بزرگوار در حق وى گفته است : كجا فضل را مسند و مرقد است * نشستنگه فضل بن احمد است . . . ز دستور فرزانهء دادگر * پراكنده رنج من آمد بسر بپيوستم اين نامهء باستان * پسنديده از دفتر راستان