أبو علي سينا
142
قراضه طبيعيات ( فارسى )
ص 16 س 3 - « بحاصل آيد » ، يعنى بدست آيد . فعل بحاصل آمدن ( علم طبيعى دانشنامه ص 70 ؛ علم برين دانشنامه ص 112 ؛ قصّه حىّ بن يقظان طبع استاد هنرى كربين ص 84 ؛ معراجنامه طبع نگارنده ص 83 ) و بحاصل آوردن ( گرديزى ، زين الاخبار ص 70 ) و بحاصل شدن ( ايضا ص 76 ) و بحاصل كردن ( ايضا ص 87 ) و بحاصل بودن در نثر و نظم قديم فارسى آمده است . ص 16 س 6 - 7 - « بعضى از حيوان گوش بتوانند جنبانيدن و مردم نتواند جنبانيدن » ، شيخ رئيس در طبيعيّات كتاب الشفاء ( ص 466 س 17 چاپ تهران ) گويد حيوانات گوشدار همگى گوش خود را توانند جنبانيد جز انسان . و قول شيخ كه اين خاصيت را براى جملگى حيوانات ذكر كرده با آنچه مؤلّف كتاب گويد اختلافى دارد . ص 17 س 1 - « ذبّ » ، بمعنى منع و دفع و بازداشتن و واراندن . رش : ترجمهء رسالهء عشق ابن سينا ( چاپ آقاى مشكاة ) ص 14 س 6 و ص 17 س 10 ؛ تاج المصادر ابو جعفر احمد بن على بيهقى معروف به جعفرك ( متوفى بسال 544 هجرى ) ( نسخهء خطى ) ؛ لغتنامهء دهخدا . ص 18 - س 6 - 7 - « پس طبيعت آن مادّه را كه اندر گردن پيل و خوك به كار خواست شد نگاه داشت و اندر دندانهاى او متفرّع كرد » ، براى تحقيق اين مطلب كه نزد ارسطو به صورت اصل توازن اعضاء يا قانون تلافى درآمده ، رش : تئودور گمپرتس ، متفكران يونان ( ترجمهء فرانسه ) ج 3 ص 168 - مؤلف قراضهء طبيعيّات در موارد ديگر نيز به اين اصل اشاره و استناد كرده است ، رش : ص 17 س 4 - 7 و ص 27 س 6 - 7 و نيز رش : طبيعيّات كتاب الشفاء ص 470 .