أبو علي سينا
121
قراضه طبيعيات ( فارسى )
را از ان اندكى آگاهى داده است . . . » « 1 » ص 2 س 2 - « شهر گشادن » ، شهر ( پهلوى : شتر ) در اينجا بمعنى كشور و مملكت و قلمرو سلطنت آمده « ايرانشهر » و « شهر ايران » ( در شاهنامه ) بمعنى كنونى « كشور ايران » است « 2 » . ص 2 س 3 - « ظرايف » ، چنين است در هر سه نسخه . ظرائف جمع ظريفه است و ظريفه مؤنث ظريف كه بمعنى زيرك و دانا و پاكيزه و خوش طبع و لطيفهگوى ( لغتنامهء دهخدا ) و خوش زبان و خوب روى است پس دور نيست كه لفظ منظور طرائف باشد جمع طريفه و مترادف با طرف جمع طرفه بمعنى مال نو و شگفت و نادر از هر چيزى ( منتهى الارب ) « 3 » . ص 2 س 4 - « اين جهانى » ، صفت از « اين جهان » يعنى دنيا و اين عالم و معاش « 4 » در برابر « آن جهان كه بمعنى عقبى و آن عالم و معاد « 5 » است و صفت آن « آن جهانى » است پس « اين جهانى » يعنى دنيوى و « آن جهانى » يعنى اخروى « 6 » : تركيب دو جهانى و هر دو جهانى نيز آمده است « 7 » .
--> ( 1 ) - طبع آقاى سيد محمد مشكاة ( سلسلهء انتشارات انجمن آثار ملى شمارهء 11 ) ص 3 ( 2 ) - رش : مقدمهء قديم شاهنامه ( طبع علامهء قزوينى در هزارهء فردوسى ) ص 139 و 140 و دربارهء اصطلاح « شهر گشادن » ، ايضا ص 137 . ( 3 ) - رش : تاريخ بيهقى ص 135 و 243 و 291 و 369 و 372 و 417 ؛ مجمل التواريخ ص 75 و 525 . ( 4 ) - رش : ابو الفضل بيهقى ( در پارسى نغز استاد على اصغر حكمت ) ص 385 . ( 5 ) - رش : علم برين دانشنامهء علائى ( طبع آقاى دكتر محمد معين ) ص 2 ح 1 ؛ مقدمهء قديم شاهنامه ( هزارهء فردوسى ) ص 134 س 23 ؛ مقدمهء كتاب الابنيهء هروى ( مجلهء مهر سال هفتم شمارهء 5 - 3286 ) . ( 6 ) - قراضهء طبيعيات ص 3 س 3 - 4 ؛ اسرار التوحيد ( طبع استاد بهمنيار ) ص 274 س 13 . ( 7 ) - قراضهء طبيعيات ص 3 س 3 - 4 ؛ اسرار التوحيد ( طبع استاد بهمنيار ) ص 274 س 13 .