أبو علي سينا
78
قراضه طبيعيات ( فارسى )
اين آنست كه سپيد روى دير « 1 » گدازتر است ببسيارى از ارزيز « 2 » چون او را با ارزيز بهم « 3 » بياميزى اين جوهر مركب زود گدازتر همىشود « 4 » از ارزيز و چنان واجب كندى « 5 » از « 6 » قياس كه بدان مقدار كه سپيد روى « 7 » ديرتر گدازد از ارزيز چون آميخته شدند « 8 » اين ممزوج ديرتر « 9 » گدازدى از ارزيز تنها و نگدازد « 10 » چه زودتر گدازد و سبب زود گداختن « 11 » آنست كه اجزاى مختلطند « 12 » اختلاط مجاورت « 13 » نه « 14 » اختلاط اتحاد تا بدان سبب آتش اندر و تأثير و عمل زودتر كند چون خالص « 15 » باشد جوهر آتش بدان زودى اندر و تأثير نتواند كرد پس همچنين زر از آنچ « 16 » خالصتر
--> ( 1 ) - س : ديرتر گدازد از ارزيز نه بسيارى . ( 2 ) - س : ديرتر گدازد از ارزيز نه بسيارى . ( 3 ) - س : با هم . ( 4 ) - م و س اين كلمه را ندارند . ( 5 ) - س : كردى . ( 6 ) - م و ت : ار . ( 7 ) - چنين است در نسخهء س . م : دومى ( بجاى سفيد روى ) . ت : روى . ( 8 ) - س : شوند . ( 9 ) - ت : دير . س : و ديرتر . ( 10 ) - س : بگدازد . ( 11 ) - ت : گداختن مركب . ( 12 ) - س : مختلطهاند . ( 13 ) - م : محاورت . ( 14 ) - م : بر . ( 15 ) - م : خلاص . ( 16 ) - ت : رايج ؟ ؟ ؟ ؟ ( بجاى از آنچ ) .