أبو علي سينا
47
قراضه طبيعيات ( فارسى )
تا محترق نگردد و نيز آفتاب چون « 1 » بميانهء برگها اندر تا به دو بر ثمار « 2 » افتد آن « 3 » آفتاب مركب باشد از آفتاب و سايهء برگها « 4 » پس حرارت او معتدل شود و ثمر را « 5 » بتدريج نضج افتد « 6 » و اگر برگ نبودى ثمار « 7 » محترق گشتى از افراط حرارت خورشيد « 8 » و نيز فايدهء برگ آنست كه ثمر اندر « 9 » ابتدا كه « 10 » ضعيف باشد برگ او را وقايه باشد « 11 » از زخم بادها « 12 » تا او را باد نيفكند پس معلوم شد كه فايدهء برگ درختان چيست . « 13 » باب هشتم « 14 » - چراست كه « 15 » همه چيزهاى « 16 » تلخ گرم بود « 17 » و كافور تلخست و سرد « 18 » .
--> ( 1 ) - س : نيز چون آفتاب . ( 2 ) - س : بار . ( 3 ) - س : و ( بجاى آن ) . ( 4 ) - م و س : سايه ( بدون برگها ) . ( 5 ) - س : ثمره را . ( 6 ) - س : پروراند . ( 7 ) - م : تمامى . س : بار . ( 8 ) - م : خرشيد . ( 9 ) - ت : در . ( 10 ) - س اين كلمه را ندارد . ( 11 ) - م : باشد ه . ( 12 ) - ت : باد . ( 13 ) - ت : برگ چيست . س : چيست در بودن آن و افتادن آن وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها . ( 14 ) - چنين است در نسخهء س . م و ت : ح . ( 15 ) - ت : چرا كه . ( 16 ) - ت : چيزها . ( 17 ) - س : است . ( 18 ) - ت : تلخ بود و سرد است . س : تلخ است و سرد است .