أبو علي سينا
18
قراضه طبيعيات ( فارسى )
بتنورهء گردن پيوسته است « 1 » . جواب « 2 » - [ جواب ] اين سؤال نزديكست بجواب سؤال پيشين « 3 » و اين « 4 » آنست كه چون طبيعت حيوان را از عدم بوجود همىآرد « 5 » پس « 6 » اهمّ و افضل فعل او حفظ بقاى حيوان بود و ازين سبب هر حيوانى را سلاحى ساخته است تا بدان دشمن « 7 » از خويشتن « 8 » باز دارد چون سباع را چنگال و ناب و بعضى از بهائم را قرون و مرغان را چنگال و منقار پس طبيعت آن مادّه را كه اندر گردن پيل و خوك به كار خواست شد نگاه « 9 » داشت و « 10 » اندر دندانهاى او « 11 » متفرع « 12 » كرد كه فعل اهم آن « 13 » بود و اگر گردن بودى فيل و خوك را « 14 »
--> ( 1 ) - پيوستست . ( برسم الخط قديم كه در اين نسخه نظاير دارد ) . ( 2 ) - در اينجا در نسخهء م بجاى ب ( علامت جواب بر حسب رسم معمول آن نسخه ) ج ، صورتى ديگر از علامت مختصر « جواب » ، آمده است . ( 3 ) - ت : سؤال پيش . م : بجواب پيش . س : بجواب و سؤال پيشين . ( 4 ) - ت : و آن . ( 5 ) - چنين است در نسخهء ت و س . م : از عدم همى بوجود آرد . ( 6 ) - م : پس چون . ( 7 ) - س : دشمن را . ( 8 ) - م : خود . ( 9 ) - به كار . ( 10 ) - م اين حرف را ندارد . ( 11 ) - چنين است در جميع نسخهها . شايد ايشان باعتبار ذكر پيل و خوك در جملهء قبل از آخر . ( 12 ) - ت : مفرع . ( 13 ) - م : اهم او آن . ( 14 ) - جزء « فيل و خوك را » از نسخهء م و ت ساقطست .