أبو علي سينا

14

قراضه طبيعيات ( فارسى )

باب سيم « 1 » - چراست كه « 2 » بعضى از « 3 » حيوانات آب به دهان بركشند « 4 » چون انواع بهائم و بعضى به زبان چون انواع سباع . جواب « 5 » - از بهر آنك « 6 » بهائم را اندر وضع « 7 » دهان پيشتر « 8 » ست و بينى بازپس‌تر چون « 9 » پوز دهان « 10 » بر آب نهد « 11 » و به آب « 12 » فرو برد و آب بركشد آب بسوراخ « 13 » نرسد كه اندر سوراخ بينى شود و سباع « 14 » را بينى اندر پيش است و دهان باز پس « 15 » اگر دهان بر آب نهادى پيشتر آب به بينى اندر شدى آنگاه به دهان « 16 » پس بدين سبب حاجت آمد سباع

--> ( 1 ) - م و ت : ج . ( 2 ) - ت : چرا كه . س : چرا . ( 3 ) - س اين كلمه را ندارد . ( 4 ) - م : بركشد . ت : به دهان آب كشند . س : آب به دهان كشند . ( 5 ) - م و ت : ب . و آن ظاهرا علامت مختصر جواب باشد و در نسخه م گاهى بجاى « جواب » به كار رفته است صورت متن به پيروى از نسخهء س براى رعايت صراحت اختيار شد . ( 6 ) - س : از بهر آنكه . ت : از آن كه . ( 7 ) - س : وضع خلقت . ( 8 ) - چنين است در نسخهء س . م : بيشتر ( برسم الخط قديم ) . ( 9 ) - ت : و چون . ( 10 ) - ت : پوز و دهان . س : چون دهان . ( 11 ) - س : نهند . و افعال بعد اين عبارت را نيز به صيغه جمع آورده است : فرو برند و آب بركشند . ( 12 ) - ت : يا به آب . ( 13 ) - ت : بسوراخ بينى او نرسد تا ببينى اندر شود و سباع . س : بسوراخ بينى نريزد و اما سباع . ( 14 ) - ت : بسوراخ بينى او نرسد تا ببينى اندر شود و سباع . س : بسوراخ بينى نريزد و اما سباع . ( 15 ) - س : باز پس تر . ( 16 ) - م : بدهن .