أبو علي سينا
53
طبيعيات ( فارسى )
ميل نبود « 1 » ، و نه گرانى - و نه سبكى ؛ - كه از آنجا جنبش « 2 » نخواهد به هيچ سوى ديگر ، بلكه صورت عنصر يكى طبيعت است « 3 » كه ورا بفعل « 4 » دانند و بحسّ نبينند « 5 » . و آن طبيعت را فعلها است اندرين عنصر : كه : هر گاه كه اندر جاى خويش بود ساكن داردش « 6 » . و اگر از آنجا بيرون شود متحركّ كندش « 7 » - بسوى جايگاه خويش « 8 » ، و ميل گرانى - و سبكى پديد آرد . و اندر هر جسمى كيفيّتى « 9 » خاصّ واجب كند ، و كميّتى خاص پديد كند ؛ آن طبيعت كه آب را بود اندر وى سردى پديد آرد « 10 » . و اگر چيزى بستم سردى آب را
--> ( 1 ) نبودى - م - ك . ( 2 ) از ان حاجتش - ط . ( 3 ) بى : است - ن ، - عنصرى يك طبيعت است - م - ك ، - عنصر يكى طبيعى است - د . ( 4 ) او را بعقل - د - ط - ظ ، - او را بعضى - ن . ( 5 ) نه بيند - د - ط . ( 6 ) دارش - ق . ( 7 ) كنندش - ط - د - ن . ( 8 ) خويشتن - ط - د - ن . ( 9 ) كيفيت - د . ( 10 ) بى : « و كميتى » تا « سردى بديذ آرد » - ه .