أبو علي سينا
9
طبيعيات ( فارسى )
بودن « 1 » غذاپذيرى از پالايش « 2 » : و غذا آن « 3 » تن را به كار آيد - كه هميشه « 4 » از وى چيزى همىپالايد ، بسبب ستدن هوا رطوبتهاء او را « 5 » ، و بسبب « 6 » گداختن حرارت غريزى وى را - تا غذا بدل آن چيز باشد كه از وى همىرود « 7 » . و اما تخلخل : آن بود - كه جسم جنبش كند سوى زيادت بىآنكه اندر وى چيزى ديگر « 8 » آيد ، چنان كه آب كه گرم شود - مهتر « 9 » شود ، و چون طعام كه « 10 » اندر شكم كسى مهتر شود - و بياماسد « 11 » ، - بىآنكه چيزى ديگر « 12 » اندر وى كنند ، - بلكه - خود « 13 » مهتر شود - به آن سبب كه هيولى « 14 » وى مقدار « 15 » بزرگتر پذيرد ، كه هيولى را به خود مقدار نيست ،
--> ( 1 ) بى : ن - ه . ( 2 ) بالايش - آ . ( 3 ) آن را - آ - د . ( 4 ) هميشه چيزى - ن ، - آيد هميشه - ل ، - و آيد كه هميشه - كب . ( 5 ) رطوبتها ورا - م - ك - د - ن . ( 6 ) بى : و - ن ، - و سبب - ه . ( 7 ) از وى برود - ن . ( 8 ) بى ديگر - د - ن - آ - ط . ( 9 ) بهتر - ه . ( 10 ) بى : كه - ن . ( 11 ) به پا شد - ن ، - بياشامد - ل ، - بى : و چون طعام الخ - ق . ( 12 ) بى : ديگر - ق - آ - ط - ه . ( 13 ) بى : خود - ل ، - كنند يا كه خود . آ ، - كند بلكه خود - د ، - كند بل خود - كب . ( 14 ) هيولاى - آ ، - بى : هيولى تا پذيرد كه - ك . ( 15 ) مقدارى د - ن .