أبو علي سينا
7
طبيعيات ( فارسى )
طبيعت خوانند ، كه طبيعت سبب نزديكتر بود « 1 » - كه از وى آيد جنبش و آرامش آن « 2 » كه از خوديش آيد « 3 » بذات جنبش - و آرامش . پس اگر بخواست بود ، و - مختلف بود : يا نه از خوديش را « 4 » بود - باطلاق - و بذات ، تا بيكسان « 5 » بود ، بلكه از خوديش بود « 6 » - و شرطى چون خواست ، يا جز « 7 » خواست ، آن را نفس خوانند . و برابر هر جنبشى « 8 » آرامشى است ، كه چيزى كه شايد كه بجنبد اندر جاى يا كم يا كيف - « 9 » يا ديگر معنى ، چون بجنبد « 10 » - و زمانى اندر آن معنى بود بر يك حال ، او را آرميده « 11 » خوانند . پيدا كردن آن كه جنبش گرد از كدام باب بود جنبش گرد - كه گرد « 12 » خود بود ، از نهادى بنهادى بود « 13 » ، نه از جاى « 14 » به جائى ، و باشد كه اندر جاى « 15 » نبود ، چنان كه آن « 16 » جسم پيشين ، كه چون بدانى كه جاى چه بود ، دانى كه « 17 » وى اندر جاى نبود ، و اگر اندر جاى
--> ( 1 ) نزديك بود - آ ، - نزديكتر شود - كب . ( 2 ) بى : آن - آ . ( 3 ) بايد - ن . ( 4 ) بى : از - ن ، - نه از خوديش را - ط ، - يا نه از خوديش - ه ، - نه از خوديش - د - ظ . ( 5 ) با بيكسان - آ - ه ، - تا يكسان - د . ( 6 ) بى : بود - ن . ( 7 ) به آخر - د - ن . ( 8 ) جنبش - ه - جنبشى و - ن . ( 9 ) يا كم و كيف - ط - د ، - يا كيفيت و كم - ن ، - يا كم يا كيفيت - ل . ( 10 ) نجنبد - ق . ( 14 ) نجنبد - ق . ( 11 ) آراميده - م - ط . ( 12 ) كرد از - م - كب . ( 13 ) بود و - ه . ( 15 ) بى : ى - ه . ( 16 ) بى آن - د - ط - ن . ( 17 ) بود و دانى كه - ن ، - بود آنك - آ .