أبو علي سينا

61

طبيعيات ( فارسى )

چيزى ديگر زمين شود افراز « 1 » شود ؛ و زمين خشك « 2 » است ، و خشك نتواند بهم فراز آمدن ، - و گرد شدن ، و افرازى « 3 » و نشيبى از خويشتن بردن « 4 » و هرگاه كه چنين بود آب بنشيب « 5 » افتد ، و فراز گشاده شود . خاصّه كه آفتاب را و ستارگان « 6 » را آنجا كه حضيض « 7 » بود اثرى بود خاصّهء « 8 » بر كشيدن آب سوى يك سو « 9 » . پس از اينجا واجب آيد « 10 » كه - زمين همه زير آب نبود - و اين حكمت ايزدى است عز و جل تا حيوانات كامل را به هوا - و « 11 » دم زدن راه بود « 12 » ؛ زيرا كه بايد كه « 13 » اندر ايشان زمينى غالب بود - تا استوار بوند ، و چون زمينى « 14 » غالب بود گران بوند ، و سوى زمين شوند ، و بر زمين ايستند « 15 »

--> ( 1 ) افرار - آ - ه - ط - ن ، - فراز - د . ( 2 ) خسك - ه . ( 3 ) فرازى - ن ، - افرارى - ك . ( 4 ) برد - آ - ه - ط . ( 5 ) آب نشيب - ط - د - ن ، - كه آب بنشيب - ل . ( 6 ) ستارگان و آفتاب - ط - د ، - ستارگان و آب - ن . ( 7 ) بى : كه - م - ك ، - كه خصيص - ق . ( 8 ) خاص - د - ط - ن . ( 9 ) يكسوى - ط - د - ن . ( 10 ) آمد - ط - د . ( 11 ) بى : و - ن . ( 12 ) بودا - ط . ( 13 ) بى : كه - ط - د - ل . ( 14 ) زمين - د - ط - ن . ( 15 ) ايستد - آ - د - ن .