أبو علي سينا
مقدمه 4
رساله در حقيقت و كيفيت سلسله موجودات و تسلسل اسباب و مسببات ( فارسى )
بوسيلهء محركى كه او نيز قديم است و براى فعلش آغاز و بدايتى نيست از ازل به حركت در آمده است . اين عقيدهء ارسطو كه مستلزم اعتقاد بوجود دو قديم است ، البته با اصول عقايد اسلامى كه مبتنى بر توحيد و قديم و ازلى بودن ذات بارى تعالى و حادث بودن موجودات است سازگار نبوده و بالنتيجه موجب حرمان خداوند از صفت ابداع است و بدين جهت علماى كلام و فلاسفهء اسلامى از جمله فارابى و ابن سينا بقبول آن تن نداده بلكه در صدد حل اين مشكل ، طبق اصول و موازين مذهب اسلام بر آمدهاند . ابن سينا كه فيلسوفى بزرگ و مسلمانى با ايمان و اعتقاد راسخ بود چنان كه خود گويد « محكمتر از ايمان من ايمان نبود » و مانند فارابى و غزالى بجمع و التيام بين دين و فلسفه اهتمام بسيار داشت ، با نيروى علم و ايمان همت خود را بحل اين مشكل مقصور گردانيد و چون صاحب نظر و داراى استقلال رأى بود ، در عين اينكه بعقايد اسلاف يونانى و اسلامى خود مانند ارسطو و علماى كلام توجه داشت ، نه از نظريات فلاسفهء يونانى كاملا تبعيت كرد و نه يكباره تسليم عقايد متكلمين گرديد بلكه در نظريهء ارسطو تغييراتى داده و با توجه بمبانى فلسفى و اصول و مبادى اسلامى بتوجيه و تبيين صدور موجودات از صانع جهان پرداخته و درين باب نظريهء خاصى اظهار نموده است . شيخ رئيس نظريه خود را مانند فارابى بر اساس خلقت ابداعى عالم قرار داده و صدور موجودات را از راه فيض توجيه مىكند . بعقيدهء ابن سينا ابداع عبارت است از صدور موجودات از علت تامه بدون واسطه ، بدين طريق كه خير مطلق يا واجب الوجود يا علت العلل بر كليهء اشياء و موجودات مقدم است و اين تقدم او از مقولهء تقدم عليت است ، يعنى فاصلهء زمانى بين عالم و علت