احمد بهشتى

442

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )

اشعار آدمى زاده طرفه معجونى است * كز فرشته سرشته و ز حيوان 355 ( 2 بيت ) آن‌چه از دريا به دريا مىرود * از همان‌جا كآمد آن‌جا مىرود 45 آن‌چه تغيّر نپذيرد تويى * آن‌چه نمرده است و نميرد تويى 99 ، 284 آن حكيمى گفت : ديدم هم تكى * در بيابان زاغ را با لك‌لكى 181 ( 3 بيت ) آن‌كس كه نداند و نداند كه نداند * در جهل مركّب ابد الدهر بماند 364 ( 3 بيت ) آن‌كه عالم مست گفتش آمدى * كلّمينى يا حميرا مىزدى 159 ( 2 بيت ) آنكه هفت اقليم عالم را نهاد * هركسى را آن‌چه مىبايست داد 325 از پاى تا سرت همه نور خدا شود * گر در ره خداى تو بىپاوسر شوى 162 از جمادى مردم و نامى شدم * وز نما مردم ، به حيوان سر زدم 41 ( 6 بيت ) از مكافات عمل غافل مشو * گندم از گندم برويد جو ز جو 406 اگر آن ترك شيرازى به دست آرد دل ما را * به خال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را 351