احمد بهشتى
424
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )
درمان بپردازد ، كار بيهودهاى نكرده است ؛ چرا كه قضاوقدر مانع از آن نيست . در حقيقت ، طبيب فعل خداوند را مورد چونوچرا قرار نداده است . تا با خواندن آيهء شريفهء لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ او را مورد نكوهش قرار دهيم ؛ بلكه مىخواهد ببيند كدام يك از عوارض جسمانى موجب بيمارى زيد شده و با چه رژيم و دارويى مىتوان او را درمان كرد ؟ اگر بيمارى او تابع نظام قضاوقدر است ، درمان او نيز تابع همين نظام است . نه اسباب بيمارى از قلمرو و قضاوقدر الهى بيرون است و نه اسباب درمان و سلامت . اينكه مىگويند : از فعل خداوند پرسيده نمىشود ، براى اين است كه فعل او عين مصلحت است و همهچيز در مالكيّت مطلقهء او قرار دارد . پس جاى پرسش نيست ؛ ولى فعل انسان بايد تابع مصلحت باشد و هر فعلى در مالكيّت او نيست . بنابراين ، از فعل انسان پرسيده مىشود تا روشن شود كه مطابق مصلحت بوده يا نه و آيا حق انجام آن كار را داشته يا نداشته است ؟ « 1 » 2 . ديدگاه معتزله همانگونه كه مىدانيم كلام معتزلى ، مبتنىبر استدلالهاى عقلى و فلسفى نيست . آنها كوشيدهاند كه مسائل اعتقادى را از راه حسن و قبح عقلى اثبات كنند . هرچند كميت قاعدهء حسن و قبح عقلى در بسيارى از مسائل اعتقادى لنگ است ؛ براى نمونه اثبات وجود خدا و اثبات توحيد و صفات ذات از راه حسن و قبح عقلى ممكن نيست . البته به آنها منسوب است كه از خداوند نفى صفات كرده و ذات را نايب صفات دانستهاند ؛ ولى خود همين نيابت هم از مسائل عقل نظرى است ، نه عقل عملى . بنابراين ، چارهاى جز اينكه دستكم برخى از مسائل كلامى را به وسيلهء عقل نظرى اثبات كنند ، ندارند .
--> ( 1 ) . ر . ك : الحكمة المتعالية فى الاسفار العقلية الاربعه ، ج 7 ، ص 86 .