احمد بهشتى

413

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )

ثمّ إذا سلّم معاقب من خارج ، فإنّ ذلك أيضا يكون حسنا ؛ هرگاه وجود كيفردهندهء خارجى پذيرفته شود ، همان هم خير است . دغدغهء همگانى با وجود آيات و رواياتى كه بر دو قسم عذاب دلالت دارد ، بسيار دشوار است كه انديشوران مسلمان - اعم از فيلسوف و متكلّم - بتواند مدّعى شود كه گنه‌كاران تنها از ناحيهء عمل يا نتيجهء عمل عذاب مىشوند و عامل خارجى در عذاب آنها نقشى ندارد . بنابراين ، هم فيلسوف بايد اشكال صدور عذاب يا شر را از خداوند و مأموران او پاسخ دهد و هم متكلّم معتزلى و هم متكلّم اشعرى . براى همين است كه دومين پاسخ اشكال را بايد از سه ديدگاه دنبال كنيم . 1 . ديدگاه فلاسفه انسان در آغاز خلقت ، موجودى است سرشار از قوا و استعدادات عاليه‌اى كه اگر درست به كار انداخته شوند و در مسيرى صحيح هدايت گردند ، مىتواند بر قلّهء كمال صعود كند و انسان آرمانى شود . برخى از انسان‌ها - همان‌هايى كه خود را اسير جهل مركّب مىكنند - از جرگهء انسانيّت خارج مىشوند . برخى ديگر كه در راه قطع و يقين گام نهاده‌اند ، انسان‌هاى آرمانى شمرده مىشوند . هرچند همين‌ها هم به لحاظ رسيدن به مرتبهء علم اليقين ، عين اليقين و حقّ اليقين ، مراتبى دارند . گروه زيادى از انسان‌ها به واسطهء جهل بسيط ، نمىتوانند از استعدادهاى خود بهره گيرند و البته در نظام تكليف و تشريع معذور شمرده مىشوند . از آن‌جا كه حكمت خداوندى اقتضا مىكند كه به نفوس مستعد با فراهم شدن