احمد بهشتى

406

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )

در اين دنيا نوع ديگرى از كيفر و پاداش داريم كه با نوع قبلى هيچ‌گونه ارتباطى ندارد . اين نوع را بايد كيفر و پاداش طبيعى بناميم . در حقيقت ، هر عملى به‌طور طبيعى عكس العملى دارد و هر عملى علت است براى عكس العملى و هر عكس العملى معلول است براى عملى و قانون عام و فراگير علّيّت ، بر عمل و عكس العمل ، حاكميّت دارد . بنابراين ، اعمالى مانند پرخورى ، شراب‌خوارى و اعتياد به موادّ مخدّر ، نتايج سوء خود را به‌طور طبيعى به‌بار مىآورند و محال است كه انسان بتواند از نتايج آنها در صورت ارتكاب وارهد . در مقابل ، كارهاى نيكو هم نتايج خود را مىدهند و هرگز نتيجهء اعمال نيك ، از آنها تخلّف نمىكند . شاعر مىگويد : از مكافات عمل غافل مشو * گندم از گندم برويد جو ز جو قانون علّيّت ، قانونى است كه هرگز عقيم نمىشود . محال است كه با تحقّق علت ، معلول تحقّق نيابد . در نظام عمل و عكس العمل نيز قانون عليت جريان دارد و اگر « بد كنى بد آيدت جفّ القلم » . آرى . اين جهان كوه است و فعل ما ندا * سوى ما از كه همى آيد صدا اين جهان كوه است و گفتگوى تو * چون صدا هم بازآيد سوى تو ممكن است نوع سومى از كيفر و پاداش داشته باشيم كه نه وضعى و قراردادى باشد و نه طبيعى و تابع قانون علّيّت ؛ بلكه فراتر از هردو و از مقولهء عينيّت باشد . اگر چنين كيفر و پاداشى براى اعمال نيك و بد انسان مطرح باشد ، قطعا به قانون تجسّم عمل برمىگردد و چون كيفرها و پاداش‌هاى دنيوى از اين نوع نيستند ، جايگاهى جز آخرت براى آن متصوّر نيست . از برخى از آيات و احاديث استفاده مىشود كه در عالم آخرت ، خود عمل در برابر چشم انسان مجسّم مىشود و او را مىآزارد يا شادمانى مىبخشد .